تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - آموزش سبک مداحی دشتی - حاج اسماعیلی
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

آموزش سبک مداحی دشتی
 حاج اسماعیلی

آواز دشتی: این آواز را آواز چوپانى نیز نامیده‌اند. این آواز با آن که غم‌انگیز و دردناک است؛ در عین حال بسیار لطیف و ظریف است. غم و حزنی که در آواز دشتی وجود دارد می تواند ناشی از فراق یار ، رنج و سختی زمانه و ... باشد. در خواندن این آواز احساس نقش مهمی را ایفا می کند. هر چند که آواز دشتی امروزه در بین مردم گیلان رواج یافته و گوشه هایی مانند دیلمان و گیلکی متعلق به شمال ایران است، اما اصل آواز دشتی متعلق به منطقه دشتی در جنوب کشور است و نغمه دردهای زمانه و روزگار پر از مشقت و سختی عشایر و چوپانان و مردمان کوهپایه نشین زاگرس است

سبک مداحی دشتی به دو روش متداول است :

1- سبک دشتی مناجاتی: این سبک را بیشتر برای مناجات خوانی (مخصوصا سحر خوانی) ، بیان پندیات (مجالس ترحیم) و در مجالس عزاداری و سوگواری اجرا می کنند در این نوع سبک تقریبا اکثر گوشه های آواز دشتی اجرا می شوند . از مداحان معروف تهرانی؛ حاج منصور ارضی، حاج حسن خلج ، حاج محمود کریمی گاها با این سبک مداحی می کنند ولی این سبک بین تمام اقوام مختلف ایرانی جایگاه ویژه ای دارد در استانهای لرستان ، فارس ، بوشهر ، خوزستان ، گیلان سبک دشتی طرفداران بیشتری دارد.

2- سبک دشتی معروف به محلی:این سبک معمولا بعد از باز کردن گره روضه ، برای اینکه فرصت گریه بیشتر و تامل در عمق مصیبت را به مستمع بدهیم و جهت تکمیل روضه اجرا می شود هیچ گاه این سبک را از ابتدای جلسه اجرا نمیکنند زیرا ملودی های آن تکراری شده و باعث خستگی در جلسه می شود این سبک با سبک شور از یک خانواده هستند و معمولا بعد از شور اجرا می شود و می توان گفت تکمیل کننده سبک شور محلی است ، در خواندن سبک دشتی محلی بیشتر از اشعار دوبیتی استفاده می شود اشعار باباطاهر با لهجه خاصی که دارند گوئیا برای سبک دشتی سروده شده اند:

دو چشمونت پیاله پر ز می بی              خراج ابروانت ملک ری بی

همی وعده کری امروز و فردا                نمیدونم که فردای تو کی بی

در ادامه مجموعه ای از دو بیتی های بابا طاهر را آوردیم

کیفیت ضبط کلاس آقای حاج اسماعیلی بعلت کمبود امکانات در آبادان  راضی کننده نیست سعی می کنیم در اولین فرصت با کیفیت بهتری مجددا ضبط کنیم

لطفا نظرات و پیشنهادات خود در خصوص نحوه آموزشها را جهت بهتر شدن وضعیت وبلاگ ثبت نمایید

ردیفموضوعاستاددانلود wma  دانلود mp3
۱جلسه اول سبک دشتی مناجاتی- لحن1حاج اسماعیلییا علییا علی
۲جلسه دوم سبک  دشتی مناجاتی - لحن 2 و 3حاج اسماعیلی
یا علی
۳جلسه سوم سبک دشتی - لحن 4
حاج اسماعیلی
یا علی
۴جلسه چهارم سبک دشتی - گیلکیحاج اسماعیلی
یا علی
۵تمرین دعای کمیل و نکات فنی دعا خوانی
حاج اسماعیلی
یا علی






ردیفمداحتوضیحاتدانلود
۱سید مجید بنی فاطمهسبک دشتی چوپانییا علی
۲حاج مهدی میردامادسبک دشتی چوپانییا علی
۳حاج حسن خلج-حدادیانسبک دشتی چوپانییا علی
۴حاج حسن خلجسبک دشتی مناجاتییا علی
۵حاج حسن خلج روضه حضرت زهرا
سبک دشتی گیلکییا علی
۶حاج حسن خلجسبک دشتی گیلکییا علی
7حاج حسن خلج روضه حضرت مسلم
سبک دشتی مناجاتییا علی
8حاج منصور ارضیسبک دشتی مناجاتییا علی
9حاج محمود کریمیسبک دشتییا علی
10حاج محمود کریمیسبک دشتییا علی
11حاج محمود کریمیسبک دشتییا علی
12حاج محمود کریمیسبک دشتییا علی
13حاج محمود کریمی+بنی فاطمهسبک دشتی چوپانییا علی
14حاج منصور ارضی - مناجات با امام زماندشتی مناجاتییا علی
15حاج منصور ارضی - اول محرم91دشتی مناجاتییا علی
16حاج منصور ارضی - روضه حضرت مسلم1دشتی مناجاتییا علی
17حاج منصور ارضی -روضه حضرت مسلم2
دشتی محلییا علی

دوبیتی‌های بابا طاهر از بابا طاهر ' برگرفته از کتاب‌خانهٔ دیجیتال ری‌را

خوشا آنانکه الله یارشان بی             بحمد و قل هو الله کارشان بی

خوشا آنانکه دایم در نمازند               بهشت جاودان بازارشان بی

***

دلم میل گل باغ ته دیره                   درون سینه‌ام داغ ته دیره

بشم آلاله زاران لاله چینم                     بوینم آلاله هم داغ ته دیره

***
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم             به دریا بنگرم دریا ته وینم
 بهر جا بنگرم کوه و در و دشت         نشان روی زیبای ته وینم 
*** 
غمم غم بی و همراز دلم غم              غمم همصحبت و همراز و همدم
 غمت مهله که مو تنها نشینم                       مریزا بارک الله مرحبا غم 
***
 غم و درد مو از عطار واپرس         درازی شب از بیمار واپرس
 خلایق هر یکی صد بار پرسند           تو که جان و دلی یکبار واپرس 
*** 
دلت ای سنگدل بر ما نسوجه             عجب نبود اگر خارا نسوجه
 بسوجم تا بسوجانم دلت را               در آذر چوب تر تنها نسوجه 
*** 
خوشا آندل که از غم بهره‌ور بی                   بر آندل وای کز غم بی‌خبر بی
 ته که هرگز نسوته دیلت از غم                    کجا از سوته دیلانت خبر بی 
***
 یکی درد و یکی درمان پسندد                     یکی وصل و یکی هجران پسندد
 من از درمان و درد و وصل و هجران             پسندم آنچه را جانان پسندد 
*** 
ته که ناخوانده‌ای علم سماوات                ته که نابرده‌ای ره در خرابات 
ته که سود و زیان خود ندانی                 بیاران کی رسی هیهات هیهات 
*** 
خدایا داد از این دل داد از این دل              نگشتم یک زمان من شاد از این دل
 چو فردا داد خواهان داد خواهند                 بر آرم من دو صد فریاد از این دل 
*** 
دلا خوبان دل خونین پسندند                  دلا خون شو که خوبان این پسندند 
 متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست               گروهی آن گروهی این پسندند 
***
 دلا پوشم ز عشقت جامه‌ی نیل             نهم داغ غمت چون لاله بر دیل
 دم از مهرت زنم همچون دم صبح            وز آن دم تا دم صور سرافیل 
***
 بی ته اشکم ز مژگان تر آیو                  بی ته نخل امیدم نی بر آیو
 بی ته در کنج تنهایی شب و روز               نشینم تا که عمرم بر سر آیو 
***
 به والله و به بالله و به تالله                   قسم بر آیه‌ی نصر من الله 
که دست از دامنت من بر ندارم               اگر کشته شوم الحکم لله 
***

التماس دعا



منبع:


http://hajsmaeeli.blogfa.com






نوع مطلب : آموزش مداحی، 
برچسب ها : سبک دشتی، آموزش مداحی،
لینک های مرتبط : آموزش موسیقی مداحی،


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :