تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - کتابی برای پامنبری‌های حرفه‌ای - معروف‌ترین مداحان؛ زیر سقف یک کتاب
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

کتابی برای پامنبری‌های حرفه‌ای

معروف‌ترین مداحان؛ زیر سقف یک کتاب

حدود سال 72 بود که حاج منصور شعر "مدینه شهر پیغمبر" را خواند. من هم عاشق خواندن شدم؛ آن‌هم به سبک حاج منصور. آن‌قدر نوار را جلو و عقب کردم که ضبط خانه خراب شد. اولین باری که خواستم بخوانم، زمانی بود که در کوچه هیئت برگزار می‌کردیم.
گروه فرهنگی مشرق - شاید هیچ‌وقت نتوانیم همه‌ی مداحان معروف و سرشناس را زیر یک سقف و در یک مجلس جمع کنیم. همچنان که خیلی‌ از علاقه‌مندان مجالس اهل بیت تا کنون نتوانسته‌اند توی یک مجلس، همه یا حداقل معروف‌ترین مداحان برجسته و سرشناس را جمع کنند و از حضور همه‌ی آن‌ها زیر یک سقف بهره ببرند. با این حال، باید گفت این اتفاق توی یک مجموعه کتاب دو جلدی افتاده است. مداحان برجسته‌ی کشور زیر سقف یک کتاب جمع شده‌اند و شما می‌توانید برجسته‌ترین و شناخته‌شده‌ترین‌ها را زیر سقف یک کتاب مشاهده کنید. حالا داستان چیست؟ برایتان می‌نویسم:
مداحان اهل‌بیت اگر چه نقش بسیار مهمی در انتقال فرهنگی عاشورایی به جامعه در طول سال‌های متمادی داشته‌اند، اگرچه جزو چهره‌های محبوب اجتماع به حساب می‌آیند و علاقه‌مندان بسیاری دارند، اگرچه برای بسیاری جالب است که بدانند مداحان اهل‌بیت چگونه فکر می‌کنند و چگونه زندگی می‌کنند اما با این حال تقریبا جامعه کمتر از احوال مداحان آگاهی دارد. چرا که یکی از اصول اولیه این فنِ معنوی، دوری از شهرت و دنیاطلبی است.



اما به هر حال، این تقواپیشگی در بین مداحان و عدم تلاش برای طرح نام خود در جامعه، چیزی از اشتیاق علاقه‌مندان آن‌ها و جامعه برای دانستن گذشته‌ی زندگی‌شان، آراء، اندیشه‌ها، نوع‌ زندگی و توقعاتی که آن‌ها به عنوان مداحان سرشناس از جامعه دارند کم نمی‌کند.  
انتشارات خیمه، برای پاسخ به این اشتیاق در جامعه، کتاب‌های «عشق،‌ اخلاص، ادب» را در دو مجلد منتشر کرده و در این دو جلد، به سراغ 26 تن از معروف‌ترین مداحان کشور رفته و با آن‌ها در خصوص زندگی، دغدغه‌های اجتماعی و شخصی همچنین نوع نگاه آن‌ها به مداحی برای سید و سالار شهیدان به گفتگو پرداخته است. 

حاج منصور ارضی، غلامرضا سازگار، اصغر زنجانی، یدالله بهتاش، مرتضی طاهری، حسن خلج، مهدی سلحشور، سید مجید بنی‌فاطمه، ابوالفضل بختیاری، عبدالرضا هلالی، علی آهی، ماشاالله عابدی، صادق آهنگران، محسن طاهری، مهدی منصوری، محمد رضا طاهری، مهدی سماواتی، نریمان پناهی، محمود تاری، سید مهدی میرداماد از جمله مداحان بزرگ و سرشناسی هستند که گفتگو با آن‌ها در این دو مجلد به چاپ رسیده است.

در اولین جلد «عشق، ادب، اخلاص»، در بخشی از گفتگو با حاج حسن خلج آمده است:
«در جلسه‌ای وقتی خواندنم تمام شد، آقایی را به من معرفی کردند که بیشتر از بیست سال ردیف‌های آوازی را کار کرده بود. آن آقا می‌گفت هفت دستگاه را به روایت‌های مختلف می‌داند. آدم متواضع و خوبی بود و می‌گفت: "من خوش‌ صدا نیستم؛ ولی ردیف‌های آوازی را دوست داشتم و در این سال‌ها کار کردم". حرفش این بود: "شما امشب می‌دانید از نظر موسیقی چه کار کردید؟" گفتم: "نه؛ من اصلا هیچ اطلاعی ندارم". باورش نمی‌شد. گفت: "آخر مگر می‌شود کسی نداند و اینگونه اجرا کند؟ در میان خواننده‌های اصیل آقای شجریان ابداعی داشته‌اند و به نام خودشان هم ثبت شده است و آن مرکب‌خوانی است. ایشان ردیف‌های مختلف را با گوشه‌های مختلفش، به شکلی زیبا ترکیب می‌کنند که به قولِ امروزی‌ها، تناسباتش و توازنش به هم نخورد و زیبا و گوش‌نواز باشد. شما هم امشب به راحتی این فن را انجام می‌دادید و من در تعجب ماندم که این آقا این فن را از کجا یاد گرفته است؟" گفتم: "من اصلا کاری نکردم و این جز عنایت بی‌بی حضرت زهرا و حضرت سیدالشهدا چیز دیگری نیست".

در بخش دیگری از این کتاب در گفتگویی خواندنی با عبدالرضا هلالی‌ آمده است:  
«حدود سال 72 بود که حاج منصور شعر "مدینه شهر پیغمبر" را خواند. من هم عاشق خواندن شدم؛ آن‌هم به سبک حاج منصور. آن‌قدر نوار را جلو و عقب کردم که ضبط خانه خراب شد. اولین باری که خواستم بخوانم، زمانی بود که در کوچه هیئت برگزار می‌کردیم. موقعی که سینه‌ زنی داشتند، میکروفون را به من دادند. سنم خیلی کم بود. شاید دوازده سال داشتم. یکی از بچه‌ها عینکی بود. دستِ‌ بغل دستی ناخودآگاه به عینک او خورد و او هم خم شده بود که عینکش را در آن تاریکی پیدا کند.  چنان قهقه‌ای پشت میکروفون زدم که هیئت به هم ریخت و من از ترس در رفتم. آن موقع صوت زیبایی در قرآن داشتم. شهید عباس صابری دست نوشته‌ای همراه با تقویم سال جاری به من هدیه داد. کلی ذوق کرده بودم. می‌گفتم: "این حزب‌الهی‌ها باحال‌اند."
 
خلاصه با هزار بدبختی و پادرمیانی بزرگان هیئت، محرم دو سال بعد، شب سوم محرم که شب خانم رقیه است، میکروفون را به من دادند. آن چنان خواندم که دل همه‌ی مستمعان به حالم سوخت و دیگر، همه برای من گریه می‌کردند. به طوری که همان شب، ما را روانه‌ی بیمارستان کردند.»

در دومین مجلد این کتاب نیز، در گفتگویی با حاج محمد رضا طاهری در خصوص ملودی‌سازی برای مداحی‌هایش آمده است:
«بعد از پایان جنگ تحمیلی و در زمانی که هنوز صدام بر عراق حکومت می‌کرد داشتیم به کربلا می‌رفتیم. من یک عدد از این رکوردرها داشتم و لب مرز مشغول سبک ساختن بودم و با آن هم ضبط می‌کردم. یکی به این مامورین مرزبان عراق گفته بود که این وسیله‌ی جاسوسی دارد. اتوبوسمان رد شد، اما دوباره برگرداندند و شروع کردند یکی یکی بازرسی کردن. من فهمیدم این‌ها دنبال چه هستند و آن را مخفی کردم. ولی بالاخره پیدا کردند و هرچه گفتم بابا این وسیله‌ی ضبط صداست، کوتاه نیامدند و گرفتند. دلم هم می‌سوخت که حدود دویست – سیصد تا سبک با آن ضبط کرده بودم. همه‌اش رفت».


علاقه‌مندان به کتاب‌ »عشق، ادب، اخلاص» می‌توانند این مجموعه دو جلدی را که با تیراژ هزار نسخه و با قیمت دوازده هزار تومان -یعنی هر جلد شش هزار تومان- به انتشار رسیده است از کتابفروشی‌های سراسر کشور تهیه کنند. یا به شماره 02166977580پخش خیزش نو برای دریافت رایگانش تماس بگیرند.

منبع:
مشرق نیوز
mashreghnews.ir
 
 




نوع مطلب :
برچسب ها : کتابی برای پامنبری‌های حرفه‌ای،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :