تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - اصطلاح مظلومی به نام «نوکری امام حسین» (ع)
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.
آیا برخی «حوس، حوس» کردن‌ها همراه با انجام حرکات موزون و بالا و پایین رفتن‌ها که متأسفانه بیشتر شبیه کنسرت موسیقی است، نباید در اذهان برگزارکنندگان و شرکت کنندگان این گونه مراسم حتی در حد یک «احتمال» این دغدغه را ایجاد کند که شاید امام حسین(ع) به این کار راضی نباشد؟ (البته تند گفتن کلمه مقدس «حسین» به طور متوالی گاهی ممکن است باعث شود تمام کلمه به خوبی شنیده نشود، اما اینکه عمدا «حوس، حوس» کنند و در جای موزیک متن از آن استفاده کنند بحث دیگری است).



اصطلاح مظلومی به نام «نوکری امام حسین» (ع)

عشق وصف ناپذیر به سید الشهداء (ع) و دلدادگی نسبت به آن حضرت، این احساس را در برخی افراد به دنبال دارد که واژگانی مانند دوستدار، پیرو یا مرید امام حسین(ع)، بیانگر شور و عشق درونی آنان نیست و لذا ترجیح می‌دهند خود را «نوکر» امام حسین(ع) بخوانند.

تکرار این واژه از یک طرف و معنای خودمانی آن از طرف دیگر، سبب می‌‌شود که گاهی نه تنها از عظمت مقام «نوکری امام حسین(ع)» غفلت شود، بلکه عده ای آن را ناخواسته محمل انجام کارهای خودسرانه کرده و پا را فراتر بگذارند.

انسان به زبان خیلی چیزها می گوید. مثلا می گوید امید من به خداست. امیرالمؤمنین (ع) در مورد برخی از کسانی که می گویند امید ما به خداست می فرماید: «قسم به خدای عظیم دروغ می گوید، اگر امیدش به خداست چرا این امید در عمل او بروزی ندارد؟!» (نهج البلاغه، خطبه 159).

هر یک از ما که مدعی نوکری امام حسین(ع) باشیم خود را «عاشق»، «دلداده» و «دیوانۀ» آن حضرت می‌دانیم. اما باید از خود بپرسیم که آیا ما صرفا «دوستدار» امام حسین(ع) هستیم و یا واقعا این دوستی به حد عشق و نوکری و دلدادگی رسیده است؟ اینجاست که به جای لقلقه زبان باید سراغ دغدغه قلب رفت و کشف آنچه در قلب می‌گذرد بدون داشتن ملاک چندان آسان نیست.

یکی از ملاک‌هایی که می‌تواند در تشخیص «دوستدار» امام حسین (ع) از «عاشق» و «نوکر» آن حضرت ـ یا هر فرد دیگری ـ کارگشا باشد این است که...

برای مطالعه متن کامل این مقاله روی ادامه مطلب کلیک فرمایید


... دوستدار یا محب یک فرد به دنبال آن است که محبوب او چه خواسته‌ای دارد تا آن را برآورده سازد، اما نکته اینجاست که این دوستی فقط آنگاه به حد عشق و نوکری می‌‌رسد که وقتی فرد حتی «احتمال» می‌دهد مولا و معشوق او به امری راضی نباشد شدیدا از آن پرهیز کند. محال است کسی از عمق جان بگوید «من عاشق مادر خود هستم» ولی کاری را انجام دهد که «احتمال می‌‌دهد» مادرش راضی نیست، و البته عشق به حسین کجا و عشق به مادر کجا!
اینکه برخی با توجیهاتی امثال اینکه «ما نوکر امام حسین هستیم و عالم امام حسین عالم نوکری است و هیچکس حق اظهار نظر ندارد و کار با خود آقاست»، طبق سلیقه خود عمل کنند، امر جدیدی در جامعه ما نیست. پنجاه سال پیش مرجعی به عظمت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) با تأکید بر فتوای حرمت خود در یک جلسه حضوری، از عهدۀ بازداشتن برخی مسئولان هیئتها که شبیه خوانیهای خاص داشته و خود را مقلد ایشان می‌‌دانستند برنیامد، با این عذر به ظاهر موجه که ما تمام سال مقلد شما هستیم ولی این چند روز، نوکر امام حسین(ع)!

این تصور غلط که به نام نوکری امام حسین(ع) می‌توان فتوای مرجع خود را به هیچ گرفت از کجا ناشی می‌شود؟ این خطا از آنجاست که «نوکری» امام حسین(ع) با نوکری در کارهای عادی (مثل خدمتکاری یک منزل) که یک وظیفه مقطعی است و سرتاسر زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد اشتباه گرفته می‌شود. خدمتکار یک خانه، برای آنکه یک نوکر واقعی باشد کافی است دستورات سرپرست خودش را اجرا کند و به موقع، نظافت، خرید، آبیاری باغچه و .... را انجام دهد، اما اینکه با همسرش بدرفتاری کند یا در جامعه حق دیگران را رعایت نکند، به کیفیت نوکری او برای آقایش آسیب نمی‌رساند. نوکری از نوع خدمتکاری، یک وظیفۀ دائمی و همه جانبه نیست بلکه همین که وظایف حوزۀ خدمتکاری به درستی انجام گیرد کافی است.

اما نوکری امام حسین(ع) از مقوله‌ای دیگر است. امری است همه جانبه و دائمی و برخاسته از عمق وجود. نوکر اباعبدالله نمی‌تواند بگوید یک روز در سال با فتاوای مراجع کاری ندارم، یا چون عزاداری به فلان سبک بهتر به من می‌چسبد من اینگونه عزاداری می‌کنم و چون نوکر حسینم کسی حق اظهار نظر ندارد. (کم ندیده‌ایم که برخی مداحان وقتی می‌خواهند حرف تندی که شامل غیبت و تهمت و توهین است مطرح کنند ابتدا می‌گویند ما نوکر امام حسین(ع) هستیم، و بعد شروع می‌کنند. گویی با گفتن این جمله، قلم تکلیف برداشته می‌‌شود!)

نوکری اباعبدالله(ع) مقام بسیار عظیمی است که جا دارد سالهای سال یک عزادار برای وارد شدن به این مقام به درگاه الهی انابه کند و به امام حسین(ع) توسل جوید. نوکری امام حسین (ع) نه استثنای زمانی برمی‌دارد نه مکانی و نه به فرد اجازه می‌دهد که حتی آنچه را «احتمال می‌دهد» مولایش ازآن ناراضی است انجام دهد. میان حسینی بودن در «عمل» با حسینی بودن در «ادا» از زمین تا آسمان فاصله است. برخی از سبکهای جدید و من درآوردی در عزاداری ولو با نیت خالص انجام گیرد هیچگاه از یک عاشق و نوکر امام حسین (ع)که معنای نوکری را می‌فهمد سر نمی‌زند، زیرا فرد با وجود مخالفت علما، لااقل احتمال نارضایتی حضرت را می‌دهد.

آیا برخی «حوس، حوس» کردن‌ها همراه با انجام حرکات موزون و بالا و پایین رفتن‌ها که متأسفانه بیشتر شبیه کنسرت موسیقی است، نباید در اذهان برگزارکنندگان و شرکت کنندگان این گونه مراسم حتی در حد یک «احتمال» این دغدغه را ایجاد کند که شاید امام حسین(ع) به این کار راضی نباشد؟ (البته تند گفتن کلمه مقدس «حسین» به طور متوالی گاهی ممکن است باعث شود تمام کلمه به خوبی شنیده نشود، اما اینکه عمدا «حوس، حوس» کنند و در جای موزیک متن از آن استفاده کنند بحث دیگری است).

عزاداری امام حسین (ع) باید به سبکی انجام شود که صاحبان عزا، یعنی اهل بیت عصمت علیهم السلام، خود دستور داده و به عزا می‌نشسته‌اند. آیا برگزارکنندکان عزاداریهای خودساخته، حدیث و روایتی دیده‌اند که عزاداری را طوری برگزار کنید که جوانان بیشتری جذب شوند؟ آیا شخصیت استثنایی امام حسین (ع) برای حتی لاابالی ترین جوانهای امروز، وجوه جذابیت کمی دارد که به بهانه اینکه اینها اگر اینجا نیایند پای ماهواره می‌روند، برای عزاداری مظلوم کربلا چیزی مشابه «دوپس، دوپس» در موزیک غربی درست کرده و آن را مانند کنسرت موسیقی برگزار کنیم؟ مسئولیت اصلی ما برگزاری درست عزاداری مطابق رضای اهل بیت است یا جذب این وآن به مراسم؟

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که فیلم یک مراسم کوچک، ساعتی بعد در کل جهان دست به دست می‌چرخد و دشمنان کینه توز اهل بیت در به در به دنبال لکه دار کردن شیعه و پیروان امام حسین (ع) هستند. آیا از عاشق و نوکر حسین (ع) برمی‌آید که در این شرایط هر بلایی که می‌خواهد بر سر مراسم عزاداری سید الشهداء (ع) بیاورد یا قمه زنی و تیغ زنی کند و یا کلمات کفرآمیز بر زبان جاری کند؟ چه بسا سخن امام صادق (ع) صرفا یک توصیه نبود بلکه گویی آینده را می‌دید که به شیعیان این گونه هشدار می‌داد که مایه زینت ما باشید نه مایه ننگ ما (كونوا لَنا زَینًا ولا تَكونوا عَلَینا شَینًا، امالی صدوق، ص 400).

کج فهمی است کسی از مطالب بالا چنین برداشت کند که می‌خواهیم با یک خط‌کش میزان مقبولیت عزاداری عزاداران در آخرت را تعیین کنیم. ما چه می‌دانیم؟ شاید یک «یا حسین» مشروبخواری که با گفتن این جمله دست از این گناه عظیم بر می‌دارد مقبول تر از فعالیتهای بانی یک هیئت باشد که سالهای سال با نیتی نیمه خالص مجلس عزای حسینی برگزار می‌کند. مسألۀ ما در اینجا مناقشه کردن در میزان پذیرش عزاداری این و آن نیست. آن را خداوند و خود حضرتش می‌داند و بس؛ مسأله، بیان وظیفه کسی است که خود را عاشق و نوکر حسین می‌نامد. همچنین با تنوع معقول در نوع برگزاری مراسم عزا هم مخالفتی نیست، اما آیا جز این است که عاشق و نوکر حسین (ع) باید از هر روش شائبه‌داری که احتمال آزرده ساختن صاحبان عزا را به دنبال دارد و مخالفت مراجع دینی روشن ترین قرینه آن است، پرهیز کند؟

مظلومیت امام حسین یک مظلومیت مضاعف است چرا که از ظلم برخی علاقمندان خود هم مصون نیست. مصیبت رایج دیروز، تحریف وقایع کربلا توسط برخی نوکران خود خوانده حسین (ع) بود و مصیبت رایج امروز سبک عزاداریهای خودساخته توسط نوکران مدعی؛ و چه مظلوم است حسین (ع) که مصیبتش هم مصیبت در مصیبت است.

باری، اینکه «حسین (ع) جنس غمش فرق می‌کند» به ما اجازه نمی‌دهد به نام نوکری امام حسین (ع) عزاداری او را به سبکی برگزار کنیم که حتی «احتمال می‌دهیم» غمی بر غمهای حسین اضافه کند. نگذاریم امام حسین (ع) در عزاداریهایش هم مظلوم بماند و آن، وقتی است که نوکری نفس به نام نوکری امام حسین (ع) انسان را فریب می دهد. شیعه پیش از آنکه به مصیبت زده و نوکر امام حسین (ع) نیاز داشته باشد به شیعیانی نیاز دارد که با نوع عزاداری خود، پیام حسین (ع) را که می تواند عالمی را تحت تأثیر خود قرار دهد در جهان لکه دار نکنند.

محمد مطهری
کد خبر: ۳۶۰۲۲۵
تاریخ انتشار:۰۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۹

منبع:
سایت تابناک
tabnak.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :