تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - عاشورائیان هیات عاشقان سالار شهیدان شهرک امام حسین(س) شیراز
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

-
هیهات منالذله

هیهات منا الذله




-
دم نوحه ی هیات عزاداری سینه زنی و زنجیر زنی
عاشقان سالار شهیدان
شهرک امام حسین
در دوران دفاع مقدس

زیر بار ظلم رفتن منطق اسلام نیست
مرگ در راه خدا ما را حیات کامل است

-

شهید خورشیدی
ساقی جبهه ها
اولین شهید
شهرک امام حسین سلام الله علیه



شهید فراحی
فرمانده شهید پایگاه مقاومت
شهید خورشیدی

عضو مؤثر
 در طراحی
برنامه های کیفی و محتوایی هیات
در ماه محرم
و دهه ی عاشورا

-
-
شهید سبز علی حیدری
کفن پوش در روز عاشورا
در هیات زنجیر زنی
سنج می زد


دم نوحه ی ظهر عاشورای

شهید حیدری:
گفتا حسین بن علی گفتا حسین بن علی

هیهات منالذله

هیهات منا الذله


گفتا خمینی کبیر   گفتا خمینی کبیر
به آمریکا به شوروی


هیهات منالذله

هیهات منا الذله



-
دم نوحه ی شهید نعمتی
در شب های تاسوعا

ای ساقی لب تشنگان ای ساقی لب تشنگان
جانم ابالفضل
جانم ابالفضل

-

دم نوحه ی شهید نعمتی

در شب های عاشورا
عشق خدا شور حسینی بر سرم
عشق خدا شور حسینی بر سرم
سریاز اسلامم خمینی رهبرم
سرباز اسلامم خمینی رهبرم

-
-


-
دم نوحه ی شهید مرادی
پس از اعزام سپاهیان محمد صلی الله علیه و آله

کربلا کربلا ما داریم می آییم
کربلا کربلا ما داریم می آییم



-


-



-
-

-
-


-


-


-


-


-

شهدا را چقدر می شناسیم
از بقیه شهدا شما بگویید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 آذر 1392 06:20 ب.ظ
با سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان.
این وبلاگ وبلاگ خوبی هست ولی چرا کل وبلاگ های مسجد رو یکی نمی کنید تا مردم بهتر دسترسی داشته باشند و نخواد به دنبالشون گشت.
هیأت عاشقان سالار شهیدان سلام دوست عزیز
وبلاگ داری در عین اینکه کار ساده ای به نظر می رسد اما به خاطر ذائقه ی مخاطب مشکلات خاص خودش را دارد.
وقتی وبلاگ هیأت بخواهد تخصصی کار کند و از میهمانان خود پذیرایی کند، باید برای نام و روش وبلاگ اهمیت قائل بشود و یک نفعی به میهمانان و بازدید کنندگان وبلاگ برساند.
پس نحوه ی کارش با بقیه وبلاگ ها تفاوت می کند.
همین استدلال برای دیگر وبلاگ ها هم صادق است.
به هر حال از اظهار لطفتان سپاسگزاریم
دوشنبه 27 آبان 1392 10:29 ق.ظ
سلام.لطفا برای امام حسین واژه ی علیه السلام بنویسید،نه سلام الله.با تشکر
هیأت عاشقان سالار شهیدانسلام دوست عزیز بازدید کننده

چرا خواسته اید که سلام الله ننویسیم؟

اولا:
در زیارت عاشورا که بر مبنای اندیشه و اعتقاد ما مانند حدیث قدسی است؛ سلام را از خدا به ایشان و یاران فداکارشان عرض می کنیم:
علیکم منی سلام الله
بر شما از من سلام خدا

و ثانیا:

وقتی خدا در قرآن به حضرت یحیی و حضرت عیسی سلام را مجاز شمرده و در سوره شریفه مریم فرموده است:
وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً ﴿34﴾

حضرت علامه آیت الله جوادی آملی ر درس تفسیرشان پیرامون سلام در آیه فوق مطالبی دارند که اتفاقا به امام حسین سلام الله علیه هم اشاره ای دارند که شما را به مطالعه ی آن دعوت می کنیم:

"این ﴿وَالسَّلاَمُ﴾ اگر جنسِ سلام شد وقتی گفته شد سلام بر من یعنی هر كس مثل من هست و راه مرا دارد چون جنسِ سلام بر انسانِ كامل هست و طبق دو آیه‌ای كه در سورهٴ مباركهٴ «احزاب» روز چهارشنبه قرائت شد خداوند نسبت به مؤمنان صلوات می‌فرستد نسبت به انبیا صلوات می‌فرستد دیگران را هم دستور می‌دهد كه نسبت به انبیا تسلیم باشند و تصلیه داشته باشند ﴿هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَمَلاَئِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ﴾ معلوم می‌شود مؤمنین مورد صلوات خدایند چه اینكه مورد صلوات فرشته‌ها هم هستند ﴿الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلاَمٌ عَلَیْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ﴾ فرشته با سلام و صلوات می‌آیند روح مؤمن را قبض می‌كنند با این جلال و شكوه می‌آیند پس سلام و صلوات آن قلّهٴ رفعیش برای انبیا و اولیاست آن مراحل میانی و نازله‌اش شامل حال مؤمنین می‌شود جنس اینها زیر پوشش ﴿السَّلاَمُ﴾ است وقتی وجود مبارك عیسی می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی بر من نه چون عیسی‌بن‌مریم‌ هستم از آن جهت كه انسانِ معصومم, از آن جهت كه نبیّ‌ام, از آن جهت كه همراهانی دارم, از آن جهت كه پیروانی دارم سلام بر من, آن وقت این گونه از كلمات گرچه مفهوم ندارد ولی چون در مقام تحدید است مفهوم دارد یعنی «والسلام علیَّ و اللعن علی مخالفی والعذاب علی مخالفی» این تصریح كه در فرمایشات موسای كلیم آمده است به دو منطوق در سخنان وجود مبارك عیسای مسیح با مفهوم و منطوق آمده در سورهٴ مباركهٴ «طه» همین مطلب به صورت منطوق در دو آیهٴ جداگانه آمده وقتی وجود مبارك موسای كلیم گفتگوی خود را با فرعون ادامه می‌دهد در آیهٴ 47 به این صورت می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ این ﴿وَالسَّلاَمُ﴾ چون در مقام تحدید است اگر جنس سلام نصیب پیروان هدایت می‌شود خب كسانی كه پیروان هدایت نیستند گرفتار ضلالت‌اند هیچ سهمی از سلام ندارند دیگر برای اینكه كلّ سلام و جنس سلام برای مهتدیان است قهراً برای آنها عذاب می‌ماند. همین مفهوم در آیهٴ بعد به صورت منطوق تصریح شده ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ آیهٴ 47 ﴿إِنَّا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَی مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّی﴾ آیهٴ 48 در آنجا با دو منطوق این مسئله تبیین شد ولی در محلّ بحث با یك مفهوم و یك منطوق تبیین شد وقتی وجود مبارك عیسی می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی «و العذاب علی مخالفی و معاندی و منكری» و مانند آن, ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ در پایان بحث روز چهارشنبه این جمله اشاره شد كه یهودیها همین صهیونیستها و اسرائیلیها به این سه مقطع حساس بودند اهانت كردند در مسئلهٴ میلاد گفتند ـ معاذ الله ـ او مأهورانه به دنیا آمده است, در مسئلهٴ مرگ هم گفتند كه او به صلیب كشیده شده, در قیامت هم ـ معاذ الله ـ معتقدند او چون تورات را نپذیرفته و دین یهود را قبول نكرده معذّب است این سه تعبیر كه ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ ضمن تطهیر و تنزیه وجود مبارك عیسی(سلام الله علیه) ردّ توهّمات و تهمتهای آنها هم هست.
پرسش: حاج آقا این عهد الله اسناد به حضرت عیسی باشد اما بقیه تفضّلات الهی انیّت و عبودیّت عیسی نسبت به تفضّلات بعدی.
پاسخ: اوّلین وظیفه این است كه انسان اقرار بكند دیگر در الست چه كار كردند, در الست همین ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَی﴾ این ﴿بَلَیٰ﴾ را خود انسان باید بگوید وقتی انسان ﴿بَلَیٰ﴾ گفت آن‌گاه ذات اقدس الهی نعمتهای خود, كرامتهای خود را نسبت به ایشان ارزانی می‌دارد, خب.
فرمود: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ در جریان وجود مبارك یحیی(سلام الله علیه) این احتمال بود كه آیهٴ پانزده همین سوره ﴿وَسَلاَمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ﴾ این یكی, ﴿وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً﴾ كه این ﴿حَیّاً﴾ هم برای ﴿یَمُوتُ﴾ باشد هم برای ﴿یُبْعَثُ﴾ بعضیها مُرده می‌میرند بعضیها زنده می‌میرند این مرگِ بدنی برای همه است اما دربارهٴ شهید فرمود او زنده می‌میرد نه مُرده بمیرد ﴿وَلاَ تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ﴾ یك, ﴿لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً﴾ دو چرا, برای اینكه مُرده آن است كه از جایی خبر نداشته باشد او كه از همه جا باخبر است او خبر دارد چه كسی راهیِ راه اوست, او خبر دارد كه چقدر راه او را طی كردند, او خبر دارد كه اصلِ اطلاق نزد خداست, او خبر دارد كه اگر از خدا مژده بخواهند مژده می‌دهند مستقیماً از خدا بشارت طلب می‌كند ﴿وَیَسْتَبْشِرُونَ﴾ فعلِ مضارع دلالت بر استمرار, شهدا مرتّب به خدا عرض می‌كنند خدایا مژده بده اینهایی كه سنگردار بودند الآن كجا هستند خب این حیات است دیگر «یَستبشِرُ», «یَستبشِرُ», «یَستبشِرُ» یعنی «یَطلب البشارة من الله سبحانه و تعالیٰ» نسبت به چه كسی, به ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ كه قبلاً گذشت این ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ عدم مَلكه است آنها كه راه نیافتند كه نمی‌گویند هنوز نرسیدند كه آنها كه در گاراژ پارك كردند در پاركینگ پارك كردند نمی‌گویند هنوز نرسید می‌گویند هنوز راه نیفتاد اما این ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ یعنی كسانی كه راهیان راه شهدا هستند راه افتادند الآن وضعشان روشن نیست كجا هستند شهدا از ذات اقدس الهی سؤال می‌كنند بشارت ما را بده اینها كجا هستند الآن, ﴿یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ نه به «الذین لم یتحرّكوا» خب این حیات است دیگر پس شهید زنده می‌میرد دیگران مُرده می‌میرند چون وجود مبارك یحیی(سلام الله علیه) شهید شد احتمال اینكه این ﴿حَیّاً﴾ هم به ﴿یَمُوتُ﴾ برگردد هم به ﴿یُبْعَثُ﴾ برگردد هست بعضیها اصلاً خبر ندارند ﴿مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هذَا﴾ چه كسی ما را آورده اینجا كجا هستیم ما, اما یك عده می‌فهمند كه مبعوث شدند.
پرسش: اهل عالم كه زنده باشند باید اطلاع داشته باشند دیگر قرآن می‌خواهند چه كنند؟
پاسخ: الآن ما هم زنده‌ایم از بعضی از امور مطّلعیم از بعضی از امور بی‌خبریم.
پرسش: اهل عالم اطلاق دارند كه.
پاسخ: نه خب همه‌شان كه یكسان نیستند كه الآن در این عالَم انبیا هم زنده‌اند, اولیا هم زنده‌اند, ما هم زنده‌ایم اما فاصله خیلی است آنها از خیلی چیز باخبرند ما از آنها سؤال می‌كنیم جریان نوح چه بود, جریان ابراهیم چه بود الآن از وجود مبارك پیغمبر سؤال می‌كنیم جریان مریم چه بود ایشان می‌فرماید خدا فرمود: ﴿وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ﴾ جریانش این است ما هم زنده‌ایم آنها هم زنده‌اند منتها از آنها خبر می‌گیریم كه جریان چیست در برزخ هم همین طور است در صحنهٴ قیامت همین طور است در بهشت هم همین طور است سیدناالاستاد مرحوم علامه طباطبایی از استادشان از مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی(رضوان الله علیهم اجمعین) نقل می‌كردند كه وجود مبارك سیّدالشهداء(سلام الله علیه) سالی یك بار برای اهل بهشت تجلّی می‌كند این طور نیست كه هر وقت هر كسی خواست خدمت حضرت برسد این غُرف مبنیه یكسان نیست این درجات یكسان نیست این طور است خب پس زنده‌بودن معنایش این نیست كه از همه چیز باخبر باشند كه آنها زنده‌اند و مُستخبِر لذا وجود مبارك یحیی زنده وارد آن عالَم شد زنده از آن عالَم وارد قیامت كبرا می‌شود دربارهٴ حضرت عیسی(سلام الله علیه) كه شهید نشد هم بشرح ایضاً برای اینكه این روایت را فریقین از وجود مبارك پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل كردند كه در روز قیامت خونهای شهدا را با مركّب علما می‌سنجند «فتوزن دماء الشهداء مع مِداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء» مركّب عالِمان دین چون شهیدپرور است از دِمای شهدا بالاتر است بعضیها هستند كه وزن و موزون را با هم دارند خون شهدا را با مركّب علما می‌سنجند بعضی از علما هستند كه هم خون آوردند هم مركّب مثل شهیدین كه این ایام, ایام بزرگداشت این ذوات مقدس است اینها با یك دست خون آوردند كه وزن است, با یك دست موزون آوردند كه مركّب است هر دو را با هم آوردند شهدای محراب این طور است, شهدای روحانیت این طور است, شهدای طلبه‌ها كه هر كسی در حدّ خودش به این انقلاب خدمت كرده این طور است اینها با یك دست وزن آوردند با یك دست موزون آوردند هر دو را آوردند تا خدا كدام را بهتر بپذیرد خب, وجود مبارك عیسی هم همین طور است دیگر, اگر انبیای الهی مركّبات آنها بیش از دِمای شهدا می‌ارزد می‌شود گفت كه «والسلام علیّ یوم أموت حیّاً, یوم اُبعث حیّاً» این «حیّاً» می‌تواند حال باشد برای هر دو جمله.
مطلب بعدی آن است كه حالا دربارهٴ عالَم مثال چون یك آیه بود بحث كمی شده ممكن است در تدوین تسنیم جبران بشود یا اگر مناسبتهایی پیش آمد دربارهٴ عالَم مثال بحث بشود چون عالم مثال هم مورد علاقهٴ همهٴ ماست و هم محلّ ابتلای عملی ماست نه تنها علمیِ ما كه ما بفهمیم عالم مثال چه خبر است چون همهٴ ما با عالم مثال كار داریم بالأخره باید برویم آنجا آدم اگر بداند آنجا چه خبر است وسایلش هم فراهم می‌كند دیگر خب حالا ان‌شاءالله ممكن است به مناسبتهایی از عالم مثال بحث بشود.
مطلب دیگر اینكه, اینكه فرمود: ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ﴾ تا به اینجا رسیدیم.
پرسش: استاد عذر می‌خواهم در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) شما فرمودید كه ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ این دارد سه مقطع كه یهودیّت به ایشان اتهام زدند قبلاً دربارهٴ حضرت یحیی(سلام الله علیه) هم این سه مقطع آمده آنها چه تعبیری می‌خواستند بكنند؟
پاسخ: آنها دربارهٴ او این دو نكته دارد آن حالا لازم نیست دو نكته داشته باشد هر جا كه گفته شد ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ معنایش نیست كه سه نكته در آنجا هست این انبیا هم همین طورند همهٴ انبیای الهی این طورند منتها بحث در اظهار تأسف بود كه یهودیها نسبت به این سه مقطع بدرفتاری كردند وگرنه همهٴ انبیا نسبت به این سه مقطع همهٴ اولیا این طور است وقتی وجود مبارك امام كاظم به دنیا می‌آید امام صادق می‌فرماید: «أعظم بركة علی شیعتنا منه» به دنیا آمده سایر ائمه هم همین طورند منتها حالا در جریان حضرت عیسی این سه جنایت را آنها كردند دربارهٴ ائمه دیگر نكردند معنایش این نیست كه هر جا این سه جمله شد سه خطر هم باید باشد, خب.
پرسش: آن وقت این ﴿السَّلامُ﴾ تهیّت است فقط؟
پاسخ: نه یعنی من سالماً به دنیا آمدم من مظهر خدایی هستم كه ﴿السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ﴾ است طهارت مؤمن را با ﴿السَّلاَمُ﴾ تأیید كرده.
پرسش: دربارهٴ حضرت یحیی هم همین است.
پاسخ: بله خب دیگر اینها با سلامت به دنیا آمدند چون نمی‌شود گفت كه حالا پدر كه پیر بود مادر آن وقتی هم كه جوان بود عقیم بود حالا كه پیرزن است نازاست.
پرسش: حضرت‌عالی فرمودید دربارهٴ ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ اینجا فرمودید دارد رفع عذاب می‌كند.
پاسخ: نه رفع عذاب می‌كند منطوقش این است مفهومش رفع عذاب است گاهی منطوق و مفهوم جدای هم ذكر می‌شوند نظیر آیات سورهٴ مباركهٴ «طه» گاهی مفهوم و منطوق یكجا ذكر می‌شود نظیر آیات محلّ بحث كه فرمود: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی تمام سلام برای من است من كه می‌گوید نه یعنی شخص عیسی یعنی كسی كه در این مسیر است اهل نبوّت است, اهل عبادت است كه اول از ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ﴾ شروع شده, خب. ﴿ذلِكَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ﴾ این همه اختلافاتی كه یهودیها با هم دارند, مسیحیها با هم دارند, یهودیها و مسیحیها با هم دارند همهٴ اینها را باید شست و كنار گذاشت خود عیسی(سلام الله علیه) خودش را معرفی كرده شناسنامهٴ او این است ﴿ذلِكَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ﴾ كه می‌شود مفعول مطلق برای «قالَ»، «قال قول الحق» خودش را این طور معرفی كرده از عبودیّت خود شروع كرده، از نبوّت و دریافت انجیل شروع كرده از سلام مقاطع سه‌گانه شروع كرده و مانند آن ﴿ذلِكَ﴾ حالا ذات اقدس الهی این دو جمله را به عنوان جملهٴ معترضه دارد بیان می‌كند ﴿ذلِكَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ﴾ آنها كه اهل مِریه و شك‌اند چه یهودیها با هم، چه مسیحیها با هم، چه یهودیها و مسیحیها با هم اینها مِریه باطل دارند قول حق همین است كه خود عیسی(سلام الله علیه) خودش را معرفی كرده بعد می‌فرماید: ﴿مَا كَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ﴾ برای خدا محال است كه فرزند داشته باشد فرزندداشتن برای خدا نه اینكه قبیح باشد محال است حقیقتی كه هویّت محضه است، غنیّ محض است احدی همتای او نیست «لم یتّخذ صَاحِبَةً وَلاَ وَلَداً» كسی با او نیست هر كه هست مخلوق اوست و هر كه هست مادون است فرزندداری برای او فرض ندارد ﴿مَا كَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ﴾ او منزّه از هر نقص است، منزّه از تماس است، منزّه از تماثل است، منزّه از نكاح است اینها صفات نقص است در اینجا نقص وجود ندارد. این حرفها در سورهٴ مباركهٴ «بقره» یك مقدار بازتر بحث شد در سورهٴ مباركهٴ «بقره» به این صورت آمده است كه خدای سبحان منزّه از آن است كه آیهٴ 116 سورهٴ مباركهٴ «بقره» این بود ﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاواتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ﴾ آنجا این بحث نزاهت خدای سبحان از اینكه والد و ولد باشد بیان شده ﴿مَا كَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ﴾ این ﴿سُبْحَانَهُ﴾, تعالیِ او چیست؟ دوتا برهان دارد یكی او منزّه از هر نقص است جسم بودن نقص است، همسر داشتن نقص است، نیاز داشته باشد كه كارش را فرزند او انجام بدهد نقص است اینها نقص است بعد او هر كس را بخواهد بیافریند یا هر چیزی را بخواهد بیافریند با اراده كار می‌كند ﴿إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ﴾ دوتا بیان نورانی از حضرت امیر(سلام الله علیه) قبلاً نقل شد كه ذات اقدس الهی «فَاعِلٌ لا بِمَعْنَی الْحَرَكاتِ» او كار را با دست و ابزار انجام نمی‌دهد با اراده انجام می‌دهد و ارادهٴ او هم به این است كه ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ كُن فَیَكُونُ﴾ این یك بحث بود در نهج‌البلاغه كه خوانده شد، یكی هم كلامِ حضرت را معنا كرد در یك خطبهٴ دیگر فرمود: «لاَ بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لاَ بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّما كَلامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ» فرمود حرفِ حق باری‌تعالیٰ نظیر حرف دیگران نیست نظیر صوت نیست، نظیر قَلع و قَم نیست به گوش بخورد كارِ خدا فعلِ خداست، حرفِ خدا فعل خداست سراسر عالَم كلمات الهی‌اند، افعال الهی‌اند «إنّما قوله فعله» كلمهٴ خدا، كتاب خدا سراسر عالَم هست این‌چنین نیست كه ذات اقدس الهی بگوید «كن» لفظی داشته باشد بعد آن شیء بشود «یكون» «لاَ بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لاَ بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّما كَلامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ» اینجا هم فرمود: ﴿إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ﴾ این دو آیه جملهٴ معترضه است. اصل بحث این بود ﴿قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً﴾ این جمله‌ها را فرمود ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ﴾ یعنی «قال إنّ الله ربّی» كه عطف است بر آ‌ن جمله‌های قبلی اینها مَقول حضرت عیسی(سلام الله علیه) است ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ﴾ این بیان نورانی در سورهٴ مباركهٴ «آل‌عمران» هم از وجود مبارك حضرت عیسی نقل شده است كه سورهٴ مباركهٴ «آل‌عمران» از آیهٴ 44 به بعد این است ﴿إِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ﴾ از آیهٴ 44 شروع می‌شود تا آنكه وجود مبارك عیسی كلمات خودشان را دارند بعد از اینكه فرمود: ﴿أَنِّی أَخْلُقُ لَكُم مِنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَكُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ﴾ بعد در آیهٴ بعد ﴿وَمُصَدِّقاً لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ﴾ در آیهٴ 51 می‌فرماید: ﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذَا صِرَاطٌ مُستَقِیمٌ﴾ راه مستقیم این است كه من بردهٴ اویم شما بندهٴ او باشید، او معبود من است معبود شما باشد این جمله كه فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ﴾ تتمّهٴ بیانات نورانی وجود مبارك عیسی‌بن‌مریم است كه از ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ﴾ شروع شده و به ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ﴾ ختم شد.
«و الحمد لله ربّ العالمین»"

منبع:
سایت اسراء سایت علوم وحیانی علامه جوادی آملی
http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=2&lang=fa&id=NDUz-eo8epWTd5LM=&admin=200&SkinId=66
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :