تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - آموزش مداحی - بایدها و نبایدهای مداحی ( دیدگاه مقام معظم رهبری)
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در بیانات خویش به ویژگی های مداحی مناسب در مراسم های عزاداری سید و سالار شهیدان اشاره فرموده اند.در ذیل به برخی از بیانات ایشان در خصوص مسائل مداحی و ذکر مصیبت اهل بیت(ع) اشاره می کنیم.

شعری که شما با صدای خوش و با آهنگِ زیبا می خوانید، تاثیر آن در بسیاری از موارد از یک گفتار علمیِ منطقیِ فلسفی یا غیر فلسفی بیشتر است؛ اگر آنچه که خوانده می شود، به درستی انتخاب شده باشد و جهات صوری و معنوی در آن لحاظ شده باشد. جهات صوری، زیبایی شعر است؛ شعر را بایستی درست و خوب انتخاب کرد.

شعر یکی از نمادهای برجسته هنر است. هر بافته نظمی، شعر نیست؛ شعر خصوصیات خودش را دارد؛ باید شعر انتخاب کرد. خوشبختانه شعرای خوبی هم داریم؛ شعرایی که درباره اهل بیت (علیهم السّلام) با زبانهای مختلف می سرایند و زیبا و شیوا و خوب می سرایند؛ و وقتی شما مشتری اش باشید، این تقاضا، عرضه را هم به دنبال خودش می آورد.

پس شعر خوب، آهنگ خوب و صوت خوب مهم است. البته آهنگ خوب به معنای تقلید از آهنگ موسیقی های لهویِ مضلّ عن سبیل اللَّه نیست؛ این را توجه داشته باشید. بعضی از آهنگها، آهنگهای بدی است، آهنگهای غلطی است، آهنگهای لهوی است؛ این را نباید به وادی حرفه مداحی و خواندن مداحی کشاند. عیبی ندارد که شکلهای جدیدی را در خواندن و قرائت اشعار و آهنگ سازی های گوناگون ابتکار کنید؛ اما از این تشابه و تداخل بپرهیزید. البته آهنگهای لهویِ مضلّ عن سبیل اللَّه را می گویم، نه حالاهر آهنگی که یک وقتی در یک مضمون دیگری خوانده شده، آن را بخواهیم منع کنیم؛ نه، آهنگهایی که لهوی است و مضلّ عن سبیل اللَّه است؛ اینها را نیاورید.

بیانات در دیدار جمعی از شاعران و ذاکرین اهل بیت(ع) ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

در منبر مداحی حتماً در اول، فصلی اختصاص بدهید به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیبای شعر. اصلاً رسم مداحی از قدیم این طوری بوده است؛ الان یک مقدار آن رسم ها کم شده. مداح در اول منبر یک قصیده، یک ده بیت شعر – کمتر، بیشتر – فقط در نصیحت و اخلاق، با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان می کرد؛ مردم هم می فهمیدند و اثر هم می گذارد. من یک وقت گفتم که گاهی شعر یک مداح از یک منبر یک ساعتیِ ما اثرش بیشتر است. البته همیشگی نیست؛ گاهی است.اگر خوب انتخاب و اجرا شود، این طوری خواهد بود.

بیانات در دیدار جمعی از مداحان ۱۳۸۴/۰۵/۰۵

مدّاحیِ شما چند چشمه هنری وجود دارد: شعرتان هنر است؛ صدایتان هنر است؛ آهنگی که انتخاب می کنید، هنر است؛ اشارات و کارهایی که انجام می دهید، هنر است. عنصر دوم، عنصر تعقّل است؛ چون منطق، استدلال، حرف حساب، حرف درست و حرف خوب در لابلای این شعرها فراوان وجود دارد و می تواند ذهنها را قانع کند. البته منطق، شکلهای مختلفی دارد. گاهی برهانی است، گاهی خطابی است، گاهی شعری است؛ مقصود این است که بتواند این پیام را به اعماق ذهن مخاطب برساند و او را قانع کند. خصوصیت سوم این است که شما حامل پیام دینی محسوب می شوید؛ یعنی سِمت معنوی و روحانی دارید. در دنیا خوانندگان خوب زیاد هستند و ممکن است شعرهای خوبی هم بخوانند؛ اما آنها از موضع مدّاح حرف نمی زنند؛ ولی شما از موضع مدّاح اهل بیت و از موضع معنوی و روحانی حرف می زنید. البته خصوصیات دیگری هم وجوددارد، اما این سه خصوصیت در کنار هم مهمتر است.

بیانات در دیدار جمعی ازمداحان ۱۳۷۷/۰۷/۱۹

عاطفه مردم ما و پیوندشان با ائمه(علیهم السّلام) و عشقشان که در شادی آنها حقیقتاً شاد می شوند و در عزای آنها حقیقتاً محزون و غمگین می شوند، چیز بسیار مهمی است. حفظ و تقویت و پالودن و پیراستن و جهت دادن و هدایت این، برعهده کسانی از برگزیدگان – از جمله همین سلسله محترم مداحان که دارای این منصب عالی هستند – می باشد.

بیانات در دیدار جمع کثیری از مداحان۱۳۶۸/۱۰/۲۸

منبع :سایت مداحان قم





نوع مطلب : آموزش مداحی، 
برچسب ها : آموزش مداحی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :