تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - داستان غدیر
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.
پنجشنبه 2 آبان 1392 :: نویسنده : هیأت عاشقان سالار شهیدان
داستان غدیر از کتابخانه ی مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن انتخاب شده است.

برای مطالعه ی هر بند از فهرست مطالب روی آن کلیک راست و در new tab مطالعه بفرمایید

داستان غدیر

جمعى از دبیران

- فهرست -


فهرست مطالب
از استاد دانشمند جناب آقاى دكتر على اكبر فیاض
پیشگفتار
از آغاز شاهنامه
داستان غدیر
اهمیت غدیر در تاریخ
غدیر در كتاب خدا
عید غدیر
صحنه تاریخى غدیر
مؤ لفان اسلامى و حدیث غدیر
نظر پیغمبر اكرم در تاءمین بقاى دین
امواج غدیر
فلسفه اجتماعى این بحث
سخنان حضرت على - علیه السلام -
كلمات بزرگان و نویسندگان

 

منبع:
این کتاب از نسخه موجود در کتابخانه غدیر ( ) تهیه گردیده است و پس از تبدیل به فورمت مناسب کتابخانه ما تقدیم مومنین محترم می گردد.

اجازه مولف:
در حال حاضر ندارد. کوشش می کنیم که رضایت صاحبان حقوق را انشاءالله اخذ نمائیم. در صورت عدم رضایت آنان ، دسترسی به این کتاب مقدور نخواهد گردید.




فهرست مطالب 
از استاد دانشمند جناب آقاى دكتر على اكبر فیاض
پیشگفتار
از آغاز شاهنامه
داستان غدیر
اهمیت غدیر در تاریخ
اینك مورخان
محدثان
مفسران ، عقایدشناسان و سایر دانشمندان
غدیر در كتاب خدا
قرآن و خاندان نبوت
آیه ولایت
سوره (هل اتى )
نامگذارى شیعه
نتیجه
تذكر اخلاقى
آیات غدیر
آیه تبلیغ
آیه اكمال دین
سوره معارج
عید غدیر
حدیث تهنیت
عید غدیر، اسلامى است
صحنه تاریخى غدیر
مؤ لفان اسلامى و حدیث غدیر
این است غدیر و موقعیت غدیر....
مشعلداران فضیلت در تمدن مذهبى
عبقات الانوار
اعیان الشیعة
الذریعة الى تصانیف الشیعة
الغدیر
جنبه هاى فنى
تقریظها
دكتر محمد غلاب
دكتر صفا خلوصى
دكتر عبدالرحمن كیالى حلبى
شیخ محمد سعید دحدوح
استاد یوسف اسعد داغر بیروتى
استاد علاء الدین خروفه
دكتر بولس سلامه بیروتى
آرى ، حق جاویدان است
نظر پیغمبر اكرم در تاءمین بقاى دین
فلسفه نص
ارزش مناقب
امواج غدیر
توضیح
فلسفه اجتماعى این بحث
تاءثیر اعتقادات در اخلاق
عقاید و دلیل
توضیح
افكار روشن مى شود
سخنان حضرت على - علیه السلام -
توحید
هدف عالى وجود
ره آموزان
منجى بزرگ
راهنامه جاوید
آل محمد(ص )
عدل
دین و ملیت
شگفتا!
غوغاى زندگى
پرهیزگاران
ستارگان
پایان مسیر
مسئولیت
زندگى حیوانات
ایثار در راه خدا
عهدنامه مالك اشتر
كلمات بزرگان و نویسندگان
از استاد دانشمند جناب آقاى دكتر على اكبر فیاض 
در این رساله زیبا كه به همت جمعى از دبیران محترم مشهد به عرصه وجود آمده است ، نظر مؤ لفان بر آن بوده كه گزارشى از واقعه غدیر خم ، همراه با خلاصه اى از سیر تاریخى این بحث مهم مذهبى در عالم اسلام ، در دسترس ‍ خوانندگان فارسى زبان گذشته شود.
در طى فصولى كه براى تقسیمات رساله در نظر گرفته شده است ، نویسندگان نخست واقعه غدیر را به شرح یاد مى كنند، سپس به ذكر مؤ لفان و مورخان اسلامى كه در كتابهاى خود این واقعه را ذكر كرده اند، یا كتاب خاصى در آن باب به قلم آورده اند مى پردازند و فصل جداگانه اى را به ذكر آیاتى در قرآن كریم مربوط به این واقعه است اختصاص مى دهند. آنگاه در باره اهمیت غدیر در دوران اسلام و اهتمامى كه هم از روزگارهاى قدیم در میان مسلمانان به اقامه مراسم این عید بوده است سخن مى رود، و با فهرستى از عده اى از مؤ لفان مورد نظر، این مبحث را تكمیل مى كنند.
بخش اصلى و اساسى رساله ، فصل نخستین آن است كه در این فصل داستان غدیر با انشایى بلند و رنگین و در عین حال روان و بى تكلف ، انشایى كه شور ایمان و اخلاص ، جاندارى و گرمى خاصى به آن بخشیده است ، شرح داده شده است ، و با استعمال فعل نقلى (زمان حال به معنى ماضى ) خاصى به انشاى خود مى دهند.
داستان از حجة الوداع یعنى از سفر پیغمبر از مدینه به مكه شروع مى شود و حتى براى بیشتر روشن كردن صحنه ، نظر جامعى به محیط داستان انداخته شده و دورنمایى از وضع اسلام در سال دهم هجرى آورده شده است تا خواننده - به اصطلاح نویسندگان - بتواند در نقطه مرتفعترى بایستد، و از آنجا چشم انداز این تاریخ را با همه سعه و پهناورى آن بینند. سفر حج آغاز مى شود؛ هجوم واردین به مدینه ، جوش جمعیت ، تشكیل كاروان ، احرام پیغمبر، و بسیارى مناظر دیگر كه در این پرده نقاشى تصویر شده است ، زیبا و دیدنى است .
در فصول بعد، كار در زمینه تحقیق و تتبع است و البته انشا مناسب با آن زمینه است ، مرجع مؤ لفین در این بخش ، كتاب (الغدیر) علامه امینى بوده است كه بدون شك ، جامعترین و وثیق ترین منابع موجود در این باب است . در مواردى هم به منابع دیگرى نیز مراجعه داشته اند كه نام آن ها در ذیل صفحات ثبت شده است . این تقید به ذكر مرجع در پاى صفحه نیز از مزایاى این نوشته است و كارى است كه بسیارى از تاریخ نویسان . هنوز از اهمیت آن غفلت دارند و امید است كه كم كم به این رسم پسندیده در نوشته هاى استنادى عادت كنند و با آن ماءنوس بشوند.
خلاصه آنكه این قسمت از رساله ، پرتو كوچكى است از فروغ عظیم كتاب (الغدیر). به عبارت دیگر: قطره اى است از آن دریاى موج خیز، و معلوم است كه به قول مولانا:

آب دریا را اگر نتوان كشید
هم به قدر تشنگى باید چشید
و واقع این است كه تا وقتى كه كتاب (الغدیر) كه شاهكار مؤ لفات روحانى عصر ماست به زبان فارسى ترجمه نشده و در دسترس خوانندگان فارسى زبان قرار نگرفته است ، بسیار بجاست كه رساله هایى مانند این رساله بر مبناى التقاط از آن كتاب نوشته شود، تا مردم از آن بهره مند بشوند و مخصوصا متصدیان كار تعلیم و تربیت از این منابع براى آموزش شاگردان خود استفاده كنند.
یقین است كه خوانندگانى كه از این رساله زیبا استفاده مى كنند، از مساعى نویسندگان محترم آن سپاسگزار خواهند بود و مزید توفیق ایشان را در راه خدمت آرزو خواهند داشت .
پیشگفتار 
داستان زندگى بشر مجموعه اى از حوادث و پیشامدهاست كه قهرمانان صحنه هاى حساس آن ، افرادى هستند كه فكر نجات بخشى و اصلاح طلبى با جانشان درآمیخته است . در تاریكیهاى قرون گذشته ، چهره هاى تابناكى به چشم مى خورند كه با فروغ ملكوتى و شعاع معنویت خویش ، روشن كننده افكار و رهنماى آیندگان در راه افتخارات و پیروزیها بوده اند.
اینان ره آموزانى هستند كه به ارج واقعى انسان پى بردند و راضى نگشتند این موجود عالیقدر كه روزى نیرومندترین عناصر طبیعت ، مسخر دانش و آزمایش او خواهد شد، از شناخت گوهر والاى خود غافل بماند و تا آنجا به پستى گراید كه در برابر جمادى سرد یا گرم كرنش كند.
خواستند انسان به خاور تابناك علم ره یابد و به پایگاه عالى خودشناسى و خداپرستى عروج كند، تا نتیجه اصلى زندگانى پر رنج خود را بیابد.
صفحات درخشان كارنامه انسان ، سرگذشت مجاهدات همین رادمردان است كه با مشعل فروزان فضیلت و دانش ، رهگذر ابهام آمیز زندگى را روشن ساخته جهانیان را به سرمنزل سعادت و كمال رهنمون گشته اند.
چهارده قرن پیش ، در آن زمان كه كرانه هاى افق آدمیت را غبارهاى تیره انحراف و گناه و نادانى پوشانیده بود، در عصرى كه ابناء بشر از هر پدیده و موجودى به زیان خویش استفاده مى كردند و گویى با كائنات و نظام شگفت انگیز تكوین در افتاده بودند، در محیطى كه نور ایمان و حقیقت خاموش شده بود و ستارگان فضیلت افول كرده بودند، انسانى برگزیده و كامل به نام محمد (صلى الله علیه و آله ) به عنوان آخرین فرستاده خداى بزرگ در سرزمینى خشك و دور از فضائل و تمدن قیام كرد.
او بیست و سه سال در سخت ترین شرایط، با شرك و جهل و ظلم و فساد مبارزه كرد و با روحى سرشار از محبت و عواطف انساندوستى ، مردم را به برادرى و برابرى ، دانش و دادگرى ، توحید و پرهیزگارى دعوت كرد. دین كامل اسلام را بنیان گذارد و بزرگ نامه آسمانى یعنى (قرآن مجید) را به جهانیان عرضه داشت و مجموعه اى از قوانین و سنن را كه متضمن سعادت دو جهان و ترقیات مادى و معنوى بشر است ، در بخش عظیمى از جهان گسترش داد و توده هاى زندگى را به آیین اسلام درآورد.
بدیهى است كه پیامبر عالیقدر اسلام ، پس از عمرى كوشش و مجاهده در راه خدا و گشایش مكتب فضیلت و تقوى ، خوب مى دانست كه حفظ این سازمان وسیع و نشر تعالیم مقدس آن را بعد از او پیشوایى چون خودش ‍ لازم است ، پیشوایى كه آیینه تمام نماى حق و نمودار كمالات انسانى و رهبرى خردمند و گرداننده اى مدبر و دادگر باشد. بر مبناى این اصل مسلم ، در آخرین روزهاى زندگى پر افتخار خود صحنه حساس غدیر را در آن انجمن پهناور صحرایى به وجود آورد و بدین ترتیب مهمترین امر دینى و اجتماعى را انجام داد و شخصى را كه از هر جهت شایسته براى رهبرى و امارت بر مسلمانان بود، تعیین كرد.
لایق مردى كه از خردى در پرتو تربیت مستقیم حضرتش قرار گرفته و به عالیترین درجه عظمت و حق شناسى ارتقا یافته بود. و هم او قرآن ناطق و سرچشمه فضایل و نمونه عملى دستورات اسلام بود.
اینك آن چه از نظر شما دانش پژوهان مى گذرد، شرح و تفصیل واقعه دینى و تاریخى غدیر است كه برجسته ترین حادثه معنوى و اجتماعى تاریخ اسلام به شمار مى رود.
بارى ، پس از (واقعه غدیر) و آیاتى آسمانى كه درباره آن واقعه نازل گشت ، و سفارشهاى بسیار مؤ كد پیامبر اكرم ، شمارى از اصحاب آن حضرت ، امامت على (ع ) را اصلى دینى شناختند، و اهمیت غدیر را به دست فراموشى نسپردند؛ مردان و زنانى مخلص و فداكار، از مهاجران (مردم مكه ) و انصار (مردم مدینه )، شیعه و پیرو على گشتند، و سپس ‍ گروههایى دیگر از عرب به آنان پیوستند، و همواره در راه امامت و حكومت آن امام فداكارى كردند، و شهیدانى بسیار دادند؛ چنانكه در تواریخ معتبر اسلامى آمده و مشهور است ... بدینگونه مذهب تشیع و اعتقاد به امامت حضرت على علیه السلام و فرزندان او، نخست از میان خود اصحاب ، بر پایه مبانى دینى و قرآنى كه یاد شد، شكل گرفت و رو به گسترش نهاد...
سپس نیاكان حقیقت جوى ما ایرانیان كه از تعصبات قومى و نژادى بر كنار بودند، و حقانیت و شایستگى على و فرزندانش را دریافته بودند، به دامان والاى آنان درآویخته مذهب تشیع را پذیرفتند و در راه ترویج و نشر آن ، مجاهدتهاى گرانبها كردند.
ولى متاءسفانه اغلب دانش آموزان و جوانان و نوجوانان از عظمت داستان غدیر بیخبرند و ارزشى را كه این واقعه در تاریخ ملى و دینى ما دارد نمى توانند. لذا ما بر آن شدیم كه این موضوع مهم تاریخى و دینى را از روى مدركى موثق و جهانى به دست آورده در دسترس ایشان قرار دهیم و مقام امیرالمؤ منین على (ع ) و مذهب شیعه را از نظر دانشمندان غیر شیعى به آنان بنمایانیم .
باشد كه از این رهگذر، بیشتر متوجه حقانیت و ارزش معنوى مذهبى كه دارند گشته در حفظش بكوشند و در بكار بستن دستورات پیشوایانش بیش ‍ از پیش سعى كنند. امید است مجد و عظمت دنیوى را در سایه تعلیمات مكتب علوى به كف آورند و به سعادت دو جهان نایل گردند.
از آغاز شاهنامه 
به نام خداوند جان و خرد
كزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند كیهان و گردون سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز راه خرد درنگر اندكى
كه معنى مردم چه باشد یكى ؟
تو را از دو گیتى بر آورده اند
به چندین میانجى بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویى ، خویشتن را به بازى مدار
تو را دین  و دانش رهاند درست
ره رستگارى ببایدت جست
چو خواهى كه یابی ز هر بد رها
سر اندر نیارى به دام بلا
به گفتار پیغمبرت راه جوى
دل از تیرگیها بدین آب شوى
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر علمم علیم درست
درست این سخن گفت پیغمبر است
گواهى دهم كاین سخن راز اوست
تو گویى دو گوشم بر آواز اوست
منم بنده اهل بیت نبى
ستاینده خاكپاى وصى
حكیم این جهان را چو دریا نهاد
بر انگیخته موج از او تند باد
چو هفتاد كشتى بر او ساخته
همه بادبانها بر افراخته
یكى پهن كشتى بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با على
همان اهل بیت نبى و وصى
اگر چشم دارى به دیگر سراى
به نزد نبى و وصى گیر جاى
گرت زین بد آمد گناه من است
چنین است آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان كه خاك پى حیدرم
نباشد جز از بى پدر دشمنش
كه یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آن كس كه در دلش بغض علیست
ازو زارتر در جهان زار كیست ؟
نگر تا ندارى به بازى جهان
نه برگردى از نیك پى همرهان
نكویى به هر جا چو آید به كار
نكویى گزین وز بدى شرم دار
دلت گر به راه خطا مایل است
ترا دشمن اندر جهان خوددل است
(فردوسى )
داستان غدیر 
ده سال از هجرت پیامبر بزرگ اسلام مى گذرد. در خلال این مدت ، شالوده دین مقدس اسلام در پرتو مجاهدات و مبارزات شبانروزى محمد(ص ) و یاران وفادارش گذارده شده است .
دامنه تعلیمات قرآن مجید هم اكنون به آن سوى مرزهاى جزیرة العرب رسیده است . اوضاع آشفته و پریشان قبایل عرب به تدبیر و رهبرى خردمندانه نبى اكرم سر و صورتى یافته و آتش فتنه ها، قتلها، غارتها، برادركشیها خاموش شده و نغمه دوستى و برادرى اسلام (انما المؤ منون اخوة ) دلها را به یكدیگر نزدیك ساخته و رشته محكمى از اتحاد و اتفاق ایجاد كرده است .
در این مدت تقریبا تعالیم اسلام گسترش یافته است . اقوام و طوایف بسیارى در سایه دستورات سعادت بخش محمد به آیین مقدسش ‍ گرویده اند. دژهاى مستحكم خیبر به پایمردى دلاورمرد جنگنده اسلام گشوده شده است و سرداران خیبر فاتح مسلمان هر روز براى گشودن دروازه هاى امپراطوریهاى ایران و روم آمادگى بیشترى پیدا میكنند. قیام مردانه و مجاهدات حكیمانه محمد(ص ) در برابر جهل و بت پرستى ، اجتماعات بزرگى را به كیش آسمانى اسلام درآورده است . اینك پس از یك عمر تلاش و كوشش و ده سال دورى از موطن اصلى ، پیشواى شصت و سه ساله اسلام مصمم است كه به منظور برگزارى مراسم حج به شهر مكه سفر كند، و براى اولین و آخرین بار در اجتماع بزرگ اسلامى كه در ماه ذیحجه پیرامون خانه خدا تشكیل مى گردد، شركت جوید.
خبر تصمیم پیامبر اكرم به سفر حج و اعلام حركت او به سوى مكه معظمه ، توده هاى انبوهى از قبایل بزرگ عرب و سایر مردم مسلمان را همچون سیل به سوى مدینه سرازیر مى كند؛ مردمى كه از راههاى دور و نزدیك طى طریق مى كنند تا به حضرتش اقتدا كنند و همسفرش باشند و به افتخار برگزارى این سنت بزرگ در حضورش ، نائل آیند.
هم اكنون روز شنبه بیست و پنجم ماه ذیقعده سال دهم هجرت است . ........
next page

fehrest page



منبع:
http://ketaab.iec-md.org/DAASTAAN/daastaan_ghadeer_fehrest.html




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : سایت مرکز اسلامی واشنگتن،


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :