تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - سخنان روشنگر حضرت زهرا در ابعاد مختلف
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

سخنان روشنگر حضرت زهرا سلام الله علیها در ابعاد مختلف

  فصل سوم (1)
گزیده‏اى از گفتار آن حضرت
در توصیف خداوند
در توصیف قرآن
در توصیف قرآن
در توصیف قرآن
در توصیف پدرش
در توصیف پدرش
در فضل پدر و شوهرش
در فضل پدر و شوهرش
در فضل شوهرش
در كیفیت خلقتش
در شناسائى اهل‏بیت
در توصیف شیعه
در توصیف شیعه
در فضل دانشمندان شیعه
در محبت او به امت پدرش
در مورد قاتل فرزندش امام حسین علیه‏السلام
در مورد قاتل فرزندش امام حسین علیه‏السلام
در فضیلت درود فرستادن به ایشان
در آنچه محبوب آن حضرت است
در فضیلت تلاوت بعضى از سور قرآن
قولها علیهاالسلام فی وصف اللَّه جل‏جلاله

اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَیْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَأَها بِلاَ احْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَكْوینِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ فی تَصْویرِها، اِلاَّ تَثْبیتاً لِحِكْمَتِهِ، وَ تَنْبیهاً عَلی طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ.
قولها علیهاالسلام فی وصف القرآن
بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ المُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَةُ، وَ بَراهینُهُ الْكافِیَةُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرائِعُهُ الْمَكْتُوبَةُ.

سخن آن حضرت در توصیف خداوند
موجودات را خلق نمود بدون آنكه از ماده‏اى موجود شود، و آنان را بدون هیچ مشابهى پدید آورد، با قدرتش آنها را خلق و با مشیتّش ایجاد نمود، بدون آنكه در ایجاد آن و پدید آوردنشان نیازى داشته، و در تصویرگرى آنها فائده‏اى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حكمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبودیّت، و گرامى‏داشت دعوتش.

سخن آن حضرت در توصیف قرآن
با قرآن حجتّهاى فروزان الهى، و واجبات تفسیر شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهین روشن، و دلائل كافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشیده شده، و قوانین نوشته شده روشن مى‏شود.

قولها علیهاالسلام فی وصف القرآن
اِسْتَخْلَفَ عَلَیْكُمْ كِتابَ اللَّهِ النَّاطِقَ، وَ الْقُرْانَ الصَّادِقَ، وَ النُّورَ السَّاطِعَ، وَ الضِّیاءَ اللاَّمِعَ، بَیِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْكَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِیَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبَطَةً بِهِ اَشْیاعُهُ، قائِداً اِلَى الرِّضْوانِ اَتْباعَهُ، مُوَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ.
قولها علیهاالسلام فی وصف القرآن
اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْكامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ. قولها علیهاالسلام فی وصف أبیه صلى اللَّه علیه و آله
اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَةً عَلی اِمْضاءِ حُكْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ رَحْمَتِهِ.

سخن آن حضرت در توصیف قرآن
نزد شما كتاب گویاى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد، كه براهینش روشن و رازهایش آشكار، و ظواهرش نمایان، پیروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنیدن آن راه نجات است.

سخن آن حضرت در توصیف قرآن
امور آن نمایان، و احكامش شكوفا، و نشانه‏هایش روشن، و محرمّاتش آشكار، و اوامرش هویدا است.
سخن آن حضرت در توصیف پدرش
خداوند پیامبر را براى پایان بخشیدن فرمانش، و به پایان رسانیدن احكامش، و تثبیت رحمت بیكرانش مبعوث كرد.

قولها علیهاالسلام فی وصف أبیه صلى اللَّه علیه و آله
بَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكینَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، یَجُفُّ الْاَصْنامَ، وَ یَنْكُثُ الْهامَّ.
قولها علیهاالسلام فی فضل أبیه و بعله علیهماالسلام
اَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ، یُقیمانِ اِوَدَهُمْ، وَ یُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَلیمِ اِنْ اَطاعُو هُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدَّائِمَ اِنْ وافَقُو هُما. قولها علیهاالسلام فی فضل أبیه و بعله علیهاالسلام
اَرْضی اَبَوَىْ دینِكِ، مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً، بِسَخَطِ اَبَوَىْ نَسَبِكِ، وَ لا تَرْضى اَبَوَىْ نَسَبِكِ بِسَخَطِ اَبَوَىْ دینِكِ، فَاِنَّ

سخن آن حضرت در توصیف پدرش
رسالت خود را با انذاز ابلاغ كرد، و از روش مشركین دورى، با رؤساى آنان دشمنى و درگیر با آنان بود، با حكمت و پند نیكو بسوى پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاى زورمندان را به خاك مذلّت انداخت.

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش
پدران این امت محمد و على علیهماالسلام هستند، اگر از آنان تبعیت كنند كژى‏هاى ایشان را برطرف، و آنان را از عذاب دردناك نجات مى‏دهد، و اگر پیروى ایشان را نمایند بهشت جاودان را ارزانى ایشان مى‏كند.

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش
پدران دینیت- پیامبر و على علیهماالسلام- را با ناراحتى پدر نسبى‏ات خشنود ساز، ولى پدر نسبى‏ات را با ناراحتى آنان خشنود نكن، چرا كه پدر

اَبَوَىْ نَسَبِكِ اِنْ سَخَطَ اَرْضا هُما مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ علیهماالسلام بِثَوابِ جُزْءٍ مِنْ اَلْفِ اَلْفِ جُزْءٍ مِنْ ساعَةٍ مِنْ طاعاتِهِما، وَ اِنَّ اَبَوَىْ دینِكِ اِنْ سَخَطا لَمْ یَقْدِرْ اَبَوَىْ نَسَبِكِ اَنْ یُرْضِیا هُما، لِاَنَّ ثَوابَ طاعاتِ اَهْلِ الدُّنْیا كُلِّهِمْ لا یَفی بِسَخَطِهِما.
قولها علیهاالسلام فی فضل زوجها
اِنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ حَقَّ السَّعیدِ، مَنْ اَحَبَّ عَلِیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.
قولها علیهاالسلام فی كیفیة خلقتها
اِنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ نُورى، وَ كانَ یُسَبِّحُ الَّلهَ جَلَّ جَلالُهُ، ثُمَّ اَوْدَعَهُ شَجَرَةً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ، فَاَضاءَتْ، فَلَمَّا دَخَلَ اَبی الْجَنَّةَ اَوْحَى الَّلهُ تَعالى اِلَیْهِ اِلْهاماً اَنْ اَقْتَطِفَ الثَّمَرَةَ مِنْ تِلْكَ الْشَّجَرَةِ وَ اَدِرْها فی لَهَواتِكَ، فَفَعَلَ، فَاَوْدَعَنِی الّلهُ سُبْحانَهُ صُلْبَ اَبی، ثَمَّ اَوْدَعَنی خَدیجَهَ بِنْتَ

نسبى‏ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتى از هزاران قسمت ساعتى از اطاعتشان خشنود مى‏سازند، و اگر پدران دینیت ناراحت شوند پدر نسبى‏ات قادر نیست كه ایشان را خرسند سازند، چرا كه پاداش طاعتهاى تمامى اهل دنیا با ناراحتى ایشان قابل مقایسه نیست.

سخن آن حضرت در فضیلت شوهرش
سعادت و رستگارى، همه سعادتها و رستگاریها، حقانیت و واقعّیت سعادت و رستگارى در كسى است كه على علیه‏السلام را در دوران زندگى و پس از شهادتش دوست داشته باشد.

سخن آن حضرت در كیفیت خلقتش
خداوند نورم را خلق فرمود، و آن تسبیح و تنزیه او را مى‏نمود، آنگاه آنرا در درختى از درختان بهشتى به ودیعت نهاد، كه به سبب آن نور درخشان گردید، هنگامى كه پدرم داخل بهشت شد، خداوند به او الهام كرد كه میوه آن درخت رإ؛ ّّ بچیند و بخورد، پیامبر این كار را انجام داد، خداوند نورم را در صلب پدرم به ودیعت نهاد، آنگاه آنرا در رحم مادرم قرار داد، تا آنكه ایشان مرا به دنیا

خُوَیْلَدَ، فَوَضَعَتْنی، وَ اَنَا مِنْ ذلِكَ النُّورِ، اَعْلَمُ ما كانَ وَ ما یَكُونُ وَ ما لَمْ یَكُنْ.
قولها علیهاالسلام فی التعریف بأهل البیت
نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ، وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِیائِهِ. قولها علیهاالسلام فی وصف الشیعة
اِنْ كُنْتِ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناكِ، وَ تَنْتَهی عَمَّا زَجَرْناكِ عَنْهُ، فَاَنْتِ مِنْ شیعَتِنا، وَ اِلاَّ فَلا.
قولها علیهاالسلام فی وصف الشیعة
اِنَّ شیعَتَنا مِنْ خِیارِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، كُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالی اَوْلِیائِنا وَ مُعادى اَعْدائِنا وَ الْمُسَلِّمِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا، لَیْسُوا

آوردند، و من از آن نور هستم، آنچه اتفاق افتاده، و آنچه اتفاق خواهد افتاد و آنچه نبوده است را مى‏دانم.
سخن آن حضرت در شناسائى اهل‏بیت
ما وسیله‏هاى الهى در میان مخلوقاتش، و خواص او، و تنزیه‏كنندگانش، و حجت او و وارثان پیامبرانش مى‏باشیم.

سخن آن حضرت در توصیف شیعه
اگر به آنچه تو را بدان امر نمودیم عمل كنى، و از آنچه نهى كردیم بازایستى، از شیعیان ما مى‏باشى، و در غیر اینصورت از آنان شمرده نمى‏شوى.
سخن آن حضرت در توصیف شیعه
شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشت مى‏باشند، دوستان ما و دوستداران دوستان ما، و دشمنان دشمنان ما و كسانى كه با قلب و زبان

من شیعَتِنا اِذا خالَفُوا اَوامِرَنا وَ نَواهینا فی سائِرِ الْمُوْبِقاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذلِكَ فِی الْجَنَّةِ، وَ لكِنْ بَعْدَ ما یَطَّهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلایا وَ الرَّزایا، اَوْ فی عَرَصاتِ الْقِیامَةِ بِاَنْواعِ شَدائِدِها، اَوْ فِی الطَّبَقِ الْاَعْلی مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذابِها، اِلى اَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنا مِنْها، وَ نَنْقُلَهُمْ اِلى حَضْرَتِنا.
قولها علیهاالسلام فى فضل علماء الشیعة
حضرت امرأة عند الصدیقة فاطمة الزهراء علیهاالسلام فقالت: ان لى والدة ضعیفة و قد لبس علیها فی امر صلاتها شى‏ء، و قد بعثتنى الیك اسالك، فاجابتها فاطمة علیهاالسلام عن ذلك، ثم ثنّت فاجابت، ثم ثلّثت فاجابت، الى ان عشّرت فاجابت، ثم خجلت من الكثرة، فقالت: لا اشق علیك یا بنت رسول‏اللَّه، قالت فاطمة علیهاالسلام: هاتى و سلى عمّا بدا لك- الى ان قالت:- سمعت ابى‏رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه وآله یقول: ان علماء شیعتنا یحشرون، فیخلع علیهم من خلع الكرامات على قدر كثرة علومهم و جدّهم فی ارشاد عباداللَّه، حتى یخلع على الواحد منهم الف الف خلعة من نور- الى ان قالت:

تسلیم ما هستند از شیعیان ما شمرده نمى‏شوند، آنگاه كه با او امر ما مخالفت نموده و از نواهى ما اجتناب نكنند، و با اینهمه در بهشت مى‏باشند، ولیكن بعد از آنكه با ناراحتى‏ها و گرفتاریها از گناهان پاك شوند، یا در موقفهاى قیامت با انواع دردها، یا در طبقه اول از جهنم قرار داده شوند و با عذابهاى الهى عقاب شوند، تا با محبت ما از آن نجات یابند و به حضور ما برسند.

سخن آن حضرت در فضیلت دانشمندان شیعه
زنى نزد آن حضرت آمده و گفت: مادر ناتوانى دارم كه بعضى از مسائل نماز براى او مورد سؤال قرار گرفته است و مرإ؛ ّّ نزد تو فرستاده تا سؤال نمایم، آن حضرت پاسخ او را داد، دوباره پرسید پاسخ شنید، مرحله سوم پرسید باز پاسخ شنید، تا ده سؤال مطرح كرد و باز پاسخ خود را دریافت، در اینجا از كثرت سؤال خجالت كشید و گفت: اى دختر پیامبر دچار مشكل شدى، آن حضرت فرمود: سؤالاتت را مطرح كن- تا آنجا كه فرمود:
از پدرم شنیدم كه مى‏فرمود: دانشمندان شیعه در روز قیامت كه محشور مى‏شوند به اندازه كثرت علومشان و جدّیتشان در ارشاد بندگان خداوند خلعتهاى كرامت بر آنان مى‏پوشانند، تا آنجا كه بر بعضى از آنان میلیونها خلعت نور پوشانده مى‏شود- تا آنجا كه فرمود:

یا اَمَةَ اللَّهِ اِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكَ الْخُلَعِ لَاَفْضَلُ ممَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ اَلْفَ اَلْفِ مَرَّةً وَ ما فَضُلَ فَاِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغیصِ وَ الْكَدِرِ.
قولها علیه‏السلام فی محبتها لامة ابیها
روى انها لّما سمعت بان اباها زوّجها و جعل الدراهم مهراً لها سألت اباها أن یجعل مهرها الشفاعة فی عصاة امته، نزل جبرئیل و معه بطاقة من حریر مكتوب فیها: جعل اللَّه مهر فاطمة الزهراء شفاعة المذنبین من امة ابیها، فلّما احتضرت اوصت بان توضع تلك البطاقة صدرها تحت الكفن فوضعت و قالت:
اِذا حَشَرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ رَفَعْتُ تِلْكَ الْبِطاقَةَ بِیَدَىَّ وَ شَفَّعْتُ فی عُصاةِ اُمَّةِ اَبی.
قولها علیهاالسلام فی قاتل ولدها الحسین علیه‏السلام
قاتِلُ الْحُسَیْنِ فِى النَّارِ.

اى كنیز، رشته‏اى از آن خلعتها میلیونها بار برتر است از آنچه خورشید بر آن تابیده است. سخن آن حضرت در محبّتش به امت پدرش روایت شده:
آنگاه كه شنید پدرش او را تزویج كرده و مهرش را مبلغى پول قرار داده، از پدرش خواست كه مهرش را شفاعت گناهكاران امت او قرار دهد، آنگاه جبرئیل نازل شد و در دستش پارچه‏اى قرار داشت كه روى آن نوشته بود: خداوند مهر فاطمه را شفاعت گناهكاران امت پدرش قرار داده است، هنگامى كه آن حضرت به حال احتضار رسیده وصیت كرد كه آن پارچه را روى سینه و زیر كفنش قرار دهند، و فرمود:
آنگاه كه محشور گردیدم این پارچه را با دستم بلند كرده در مورد گناهكاران امت پدرم شفاعت مى‏نمایم.
سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش امام حسین علیه‏السلام
قاتل حسین علیه‏السلام در آتش دوزخ است.

قولها علیهاالسلام فیمن قتل ولدها علیه‏السلام
خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ اِبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.
قولها علیهاالسلام فی فضل التسلیم علیهم
عن یزید بن عبدالملك النوفلی، عن ابیه، عن جده قال: دخلت على فاطمة بنت رسول‏اللَّه علیهماالسلام فبد أتنی بالسلام، قال: و قالت: قال ابی، و هو ذا حى:من سلّم على و علیك ثلاثة ایام فله الجنة، قلت له: ذا فی حیاته و حیاتك او بعد موته و موتك؟ قالت:
فی حَیاتِنا وَ بَعْدَ وَفاتِنا.
قولها علیهاالسلام فیما یحبّها
حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللَّهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسُولِ‏اللَّهِ، وَ الْاِنْفاقُ فی سَبیلِ‏اللَّهِ. سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش علیه‏السلام

زیان‏كار است امتى كه پسر دختر پیامبرش را به شهادت مى‏رساند.
سخن آن حضرت در فضیلت درود فرستادن به ایشان
یزید بن عبدالملك از پدرش، از جدش روایت مى‏كند، كه گفت: به خدمت آن حضرت رسیدم، ابتدا به سلام نمود، و فرمود: پدرم در زمان زنده بودن فرمود: هر كه بر من یا بر تو سه بار درود فرستد داخل بهشت مى‏شود، او گوید: به آن حضرت گفتم: این مطلب در زمان زندگى پیامبر و شماست یا بعد از رحلت ایشان و شما؟ فرمود:
در زمان زندگى ما و بعد از رحلتمان از این دنیا.
سخن آن حضرت در آنچه محبوب آن حضرت است

از دنیاى شما سه چیز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پیامبر، انفاق در راه خدا. قولها علیهاالسلام فی فضائل بعض السور
قارِى‏ءُ «الْحَدیدِ» وَ «اِذا وَقَعَتْ» وَ «سُورَةِ الرَّحْمنِ» یُدْعى فی مَلَكُوتِ السَّماواتِ: ساكِنُ الْفِرْدَوْسِ.

سخن آن حضرت در فضیلت قرائت بعضى از سور قرآن
خواننده سوره حدید و واقعه و رحمان در ملكوت آسمانها ندا كرده مى‏شود: تو ساكن بهشت فردوس مى‏باشى.
فصل سوم (2)
گزیده‏اى از گفتار آن حضرت
در آداب غذا خوردن
در شدت عذاب جهنم در تحریض به دعا نمودن بر مرده
در ترغیب به تلاوت قرآن و دعا در شب اول دفن
در فضیلت شب قدر
در گرامى‏داشتن میهمان
در تقدیم همسایه بر خود
در فضیلت مقام مادر
در تعیین حدود وظایف زن و مرد
در توصیف بهترین مردان
در توصیف بهترین زنان
در مورد بهترین چیز براى زن
در اهمیت حجاب
در نزدیكترین حالت زن نسبت به پروردگارش
در تعیین ساعت اجابت دعا
در فضیلت عمل خالص
در مورد خرسندى فرشتگان از پیروزى مؤمنان
در توصیف مؤمن
در فضیلت خوشروئى
در وظیفه‏ى روزه‏دار

قولها علیهاالسلام فی خصال المائدة
فِی الْمائِدَةِ اِثْنَتا عَشَرَةَ خَصْلَةً، یَجِبُ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ یَعْرِفَها، اَرْبَعٌ فیها فَرْضٌ وَ اَرْبَعٌ فیها سُنَّةٌ، وَ اَرْبَعٌ فیها تَأْدیبٌ.
فَاَمَّا الْفَرْضُ: فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضا وَ التَّسْمِیَةُ وَ الشُّكْرُ.
وَ اَمَّا السُّنَّةُ: فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعامِ وَ الْجُلُوسُ عَلَى الْجانِبِ الْاَ یْسَرِ، وَ الْاَكْلُ بَثَلاثِ اَصابِعَ. وَ اَمَّا التَّأْدیبُ: فَالْاَكْلُ بِما یَلیكَ وَ تَصْغیرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّدیدُ، وَ قِلِّةُ النَّظَرِ فی وُجُوهِ النَّاسِ. قولها علیهاالسلام فی شدة عذاب النار
اَلْوَیْلُ ثُمَّ الْوَیْلُ لِمَنْ دَخَلَ النَّارَ.

سخن آن حضرت در آداب غذا خوردن
در غذا خوردن دوازده ویژگى مى‏باشد كه بر هر مسلمانى واجب است آنها را بداند، چهار ویژگى واجب، چهار ویژگى مستحب، و چهار ویژگى از ادب است.
اما واجبات آن: شناخت و رضایت و خشنودى، و نام خدا را بردن و شكر او را نمودن. و اما مستحبّات آن: شستن دست قبل از غذا، و نشستن بر طرف چپ، و خوردن به سه انگشت. و اما آنچه از ادب است: خوردن از جلوى ظرف غذا، و كوچك گرفتن لقمه، و جویدن زیاد، و كمتر نگریستن به چهره‏هاى مردم.
سخن آن حضرت در شدت عذاب جهنم
واى، واى، بر آنكه داخل آتش دوزخ شود.

قولها علیهاالسلام فی التحریض للدعاء للمیت
عن على علیه‏السلام: مروا اهالیكم بالقول الحسن عند موتاكم، فان فاطمة علیهاالسلام لمّا قبض ابوها صلى اللَّه علیه و آله اسعدتها بنات هاشم، فقالت:
اُتْرُكْنَ التِّعْدادَ وَ عَلَیْكُنَّ بِالٌّدعاءِ.
قولها علیهاالسلام فی الحثّ على قراءة القرآن و الدعاء فی لیلة الدفن
روى انها علیهاالسلام لما احتضرت اوصت علیا علیه‏السلام فقالت: اذا انا متّ فتولّ انت غسلی- الى ان قالت:- و اجلس عند رأسی قبالة وجهی
فَاَكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرْانِ وَ الدُّعاءِ، فَاِنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها اِلى اُنْسِ الْاَحْیاءِ. قولها علیهاالسلام فی فضل لیلة القدر
روى انها علیهاالسلام لا تدع احداً من اهلها ینام تلك اللیلة (لیلة

سخن آن حضرت در تحریض به دعا نمودن بر مرده
از حضرت على علیه‏السلام روایت شده كه فرمود: به خانواده‏هاى خود دستور دهید تا در مورد مردگانتان سخن زیبا گویند، هنگام رحلت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله دختران بنى‏هاشم حضرت فاطمه علیهاالسلام را یارى مى‏نمودند، آن حضرت فرمود:
از ذكر مناقب و مفاخر بپرهیزید و بر شما باد به دعا كردن.
سخن آن حضرت در ترغیب به تلاوت قرآن و دعا در شب اول دفن
روایت شده: آن حضرت هنگام احتضار به حضرت على علیه‏السلام وصیت كرد و فرمود: هنگامى كه از دنیا رفتم غسلم را به عهده گیر- تا آنجا كه فرمود:- و بالاى سرم در حالى كه روبرویم قرار دارى بنشین و بسیار قرآن بخوان و دعإ؛
ّّ بنما، زیرا آن ساعتى است كه شخص مرده به همنشینى زنده‏ها نیازمند است.

سخن آن حضرت در فضیلت شب قدر

روایت شده: در شب قدر آن حضرت نمى‏گذاشت افراد خانواده‏اش به القدر)
و تداویهم بقلة الطعام و تتأهّب لها من النهار، و تقول:
مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها.
قولها علیهاالسلام فی ایثار الضیف
روى ان رجلاً جاء الى النبى صلى اللَّه علیه و آله، فشكا الیه الجوع، فقال رسول‏اللَّه: من لهذا الرجل اللیلة؟ فقال على علیه‏السلام: انا له یا رسول‏اللَّه، فاتى فاطمة علیهاالسلام فقال لها: ما عندك یا ابنة رسول‏اللَّه؟ فقالت:
ما عِنْدَنا اِلاَّ قُوتُ الصَّبِیَّةِ، لكِنَّا نُؤْثِرُ بِهِ ضَیْفَنا.
قولها علیهاالسلام فی تقدیمها الجار على نفسها
عن الحسن علیه‏السلام: رأیت امى فاطمة علیهاالسلام قامت فی محرابها لیلة جمعتها، فلم تزل راكعة ساجدة، حتّى اتّضح عمود الصبح، و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمّیهم و تكثر الدعاء لهم، و لا تدعو لنفسها بشى‏ء، فقلت لها: یا امّاه، لم لا تدعین لنفسك كما تدعین لغیرك؟ قالت: یا بُنَىَّ! اَلْجارُ ثُمَّ الدَّارُ.

خواب روند، و با كم غذا دادن به ایشان، آنان را بیدار نگاه مى‏داشت، و براى این منظور در روز قبل مواردى را آماده مى‏كرد، و مى‏فرمود:
محروم و زیانكار كسى است كه از خیر شب قدر محروم باشد.
سخن آن حضرت در گرامى داشتن میهمان
روایت شده: مردى نزد پیامبر آمد و از گرسنگى شكایت كرد، آن حضرت فرمود: امشب چه كسى او را سیر مى‏كند، حضرت على علیه‏السلام فرمود: اى پیامبر من، آنگاه نزد حضرت فاطمه علیهاالسلام آمده و گفت: اى دختر پیامبر نزد تو چیزى هست؟ فرمود:
نزد ما غذائى جز غذاى كودكان باقى نمانده است، امّا ما میهمانمان را بر خود مقدم مى‏داریم. سخن آن حضرت در مقدم داشتن همسایه بر خود
از امام حسن علیه‏السلام روایت شده كه فرمود: مادرم حضرت فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه‏اى در محراب عبادت دیدم، همواره در ركوع و سجود بود، تا آنكه طلوع فجر شد، و مى‏شنیدم كه زنان و مردان را نام برده و بسیار براى آنها دعا مى‏كند ولى براى خود دعائى نفرمود، گفتم: اى مادر چرا همانگونه كه براى دیگران دعا مى‏كنى براى خودت دعا نمى‏نمائى؟ فرمود:
پسرم! ابتدا همسایه آنگاه خاندان خود.

قولها علیهاالسلام فی فضل مقام الامّ
اَلْزِمْ رِجْلَها فَاِنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اَقْدامِها.
قولها علیهاالسلام فی تحدید خدمة الزوجین
تقاضی علیّ و فاطمة علیهماالسلام الی رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله فی الخدمة، فقضى على فاطمة بخدمة ما دون الباب، و قضى على علیّ ما خلفه، فقالت فاطمة علیهماالسلام:
فَلا یَعْلَمُ ما داخَلَنی مِنَ السُّرُورِ اِلاَّ اللَّهُ بِاِكْفائی رَسُولُ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ.
قولها علیهاالسلام فى توصیف خیر الرجال
خِیارُكُمْ اَلْیَنُكُمْ مَناكِبُهُ وَ اَكْرَمُهُمْ لِنِسائِهِمْ.

سخن آن حضرت در فضیلت مقام مادر
همواره در كنار مادر باش، زیرا بهشت زیر پاى مادران است.
سخن آن حضرت در تعیین حدود وظائف زن و مرد
حضرت على و فاطمه علیهماالسلام در مورد تعیین وظائف‏شان در خانه از پیامبر نظرخواهى نمودند، پیامبر كارهاى درون خانه را بحضرت فاطمه علیهاالسلام و كارهاى بیرون خانه را به على علیه‏السلام سپرد، حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: از سرور و خوشحالى من از اینكه پیامبر مرا از برخورد با مردان معاف كرد كسى جز خداوند آگاه نیست.
سخن آن حضرت در توصیف بهترین مردان

بهترین شما كسى است كه اخلاقش نیكو بوده و نسبت به همسرش مهربانتر باشد.

قولها علیهاالسلام فی وصف خیر النساء
روى أنّ أمیرالمؤمنین علیه‏السلام سألها: ما خیر النساء؟ قالت: اَنْ لا یَرَیَنَّ الرِّجالَ وَ لا یَرُونَهُنَّ. و فى روایة:
لا یَراهُنَّ الِّرجالُ.
قولها علیهاالسلام فی ما هو خیر للمرأة
روى أن النبی صلى اللَّه علیه و آله قال لها:اى شی خیر للمرأة؟ قالت: اَنْ لا تَرى رَجُلاً، وَ لا یَراها رَجُلٌ.
و فى روایة:
اَنْ لا تَرى الِّرجالَ وَ لا یَرُوها.

سخن آن حضرت در توصیف بهترین زنان
روایت شده كه حضرت على علیه‏السلام از حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسید: بهترین زنان كیانند؟ فرمود:
آنانكه مردان را نبینند، و مردان نیز آنان را نبینند.
و در روایتى دیگر اینگونه آمده:
اینكه مردان او را نبینند.
سخن آن حضرت در مورد بهترین چیز براى زن
روایت شده كه پیامبر پرسید: چه چیز براى زن نیكوست؟ فرمود: مردى را نبیند، و مردى نیز او را نبیند.
و در روایتى دیگر اینگونه آمده:
مردى او نبیند و مردان او را نبینند.

قولها علیهاالسلام فی اهمیة الحجاب
عن علی علیه‏السلام: استأذن أعمى على فاطمة علیهاالسلام فحجبته، فقال رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله: لم حجبتیه و هو لا یراك؟ فقالت:
اِنْ لَمْ یَكُنْ یَرانی فَاِنّی اَراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الرِّیحَ.
قولها علیهاالسلام فی أدنى ما تكون المرأة من ربّها
سأل رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله عن المرأة متى تكون أدنى من ربّها؟ قالت:
اَدْنی ما تَكُونُ مِنْ رَبِّها اَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَیْتِها.
قولها علیهاالسلام فی تعیین ساعة الاجابة
كانت علیها السلام تقول لغلامها:
اِصْعَدْ عَلَی السَّطْحِ، فَاِنْ رَأَیْتَ عَیْنَ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلَّى لِلْغُرُوبِ فَاَعْلِمْنی حَتّى اَدْعُو.

سخن آن حضرت در اهمیت حجاب
از حضرت على علیه‏السلام روایت شده كه فرمود: مرد كورى از حضرت فاطمه علیهاالسلام اجازه ورود خواست، ایشان خود را در پوشش قرار داد،پیامبر فرمود:چرا خودت را در پوشش قرار دادى در حالیكه او تو را نمى‏بیند؟ فرمود:
اگر مرا نمى‏بیند من او را مى‏بینم، و او بو را احساس مى‏كند.
سخن آن حضرت در نزدیكترین حالت زن نسبت به پروردگارش پیامبر پرسید: نزدیكترین زمانیكه زن نسبت به پروردگارش قرار دارد چه هنگام است؟ فرمود:
نزدیكترین زمان زن نسبت به پروردگارش هنگامى است كه در كنج خانه‏اش قرار دارد.

سخن آن حضرت در تعیین ساعت اجابت دعا
آن حضرت در روز جمعه به غلام خود مى‏فرمود: بر بلندى قرار گیر، آنگاه كه دیدى قرص خورشید در حال غروب است مرا آگاه كن، تا دعا نمایم.

قولها علیهاالسلام فی فضل العمل الخالص
مَنْ اَصْعَدَ اِلَى اللَّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اَهْبَطَ اللَّهُ اِلَیْهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.
قولها علیهاالسلام لمن غلب على عدوه
اختصم الیها امرأتان فتنازعتا فی شى‏ء من امر الدین: احداهما معاندة و الاخرى مؤمنة، ففتحت على المؤمنة حجّتها فاستظهرت على المعاندة، ففرحت فرحاً شدیداً، فقالت علیهاالسلام:
اِنَّ فَرَحَ الْمَلائِكَةِ بِاسْتِظْهارِكِ عَلَیْها اَشَدُّ مِنْ فَرَحَكِ، وَ اِنَّ حُزْنَ الشَّیْطانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِهَا عَنْكِ اَشَدُّ مِنْ حُزْنِها.
قولها علیهاالسلام فی وصف المؤمن
اَلْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ الَّلهِ تَعالى.

سخن آن حضرت در فضیلت عمل خالص
هر كه خالصترین عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترین مصلحتش را براى او مقدّر مى‏فرماید.
سخن آن حضرت در مورد خرسندى فرشتگان از پیروزى مؤمنان
دو زن در مسأله‏اى از مسائل دینى با یكدیگر گفتگو مى‏كردند، یكى دشمن و دیگرى مؤمن، برهان زن مؤمن غالب گردید، و او بسیار خرسند شد، آن حضرت فرمود:
خرسندى فرشتگان از پیروزى تو بیشتر از خوشحالى توست، و ناراحتى شیطان و یارانش از ناراحتى دشمن تو افزونتر است.
سخن آن حضرت در توصیف مؤمن
مؤمن با نور الهى مى‏نگرد.

قولها علیهاالسلام فی فضیلة حسن الوجه
اَلْبُشْرُ فی وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبِهِ الْجَنَّةَ، الْبُشْرُ فی وَجْهِ الْمُعادى یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النَّارِ. قولها علیهاالسلام فی ادب الصائم
ما یَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِیامِهِ، اِذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

سخن آن حضرت در فضیلت خوشروئى
روى خندان نسبت به انسان مؤمن آدمى را به بهشت رهنمون مى‏سازد، روى خندان در چهره معاند و دشمن آدمى را از عذاب دوزخ نگاه مى‏دارد.

سخن آن حضرت در وظیفه روزه‏دار
روزه‏دار آنگاه كه زبان و گوش و چشم و اندامش را حفظ ننماید، روزه‏اش چه اثرى دارد.


منبع:

وبسایت یا زهرا
http://www.yazahra.net/far




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :