تبلیغات
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat - دانلود و متن مداحی های زیبا و انقلابی حاج میثم مطیعی
 
هیأت عاشقان سالارشهیدان zqz.ir/heyat
حسین که بود؟ حسین چه کرد؟ نقشی که از او سر زد تو همان کن.

دانلود مداحی های زیبا و انقلابی حاج میثم مطیعی

در دهه اول محرم ۹۲ + متن

هیأت میثاق با شهدا بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق ( علیه السلام )

دهه اول محرم ۱۳۹۲

جهت دانلود کل مراسم های دهه اول اینجا را کلیک نمایید .

———————————————————————————————————

عاشورا / هیهات منا الذله

———————————————————————————————————

واحد: سلام ای هلال محرم | شب اول محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: مهدی سیار

شده آسمان خیمه غم/ زمین و زمان غرق ماتم
دوباره افق، رنگ خون است/ سلام ای هلال محرم

دوباره محرم رسید و / حسینیه شد سینه هامان
دل اهل دل سینه زن شد /نفسهایمان مرثیه خوان

به هر خط مقتل/ بیا خون بگرییم
که منزل به منزل/ چو مجنون بگرییم

(یاحسین یابن الزهرا)

بخوان روضه خوان بار دیگر/ بیا شرح آن ماجرا کن
بیا بغض یک ساله مان را/ به یک روضه حاجت روا کن

روایت کن از دشت ماتم/ بخوان خط به خط روضه هایت
ولی بگذر از خط آخر/ که سربسته ماند حکایت

بیا ای دل امشب/ به پابوس این غم
بیا تا بباریم/ چو باران نم نم

(یاحسین یابن الزهرا)

دوباره شده صحن هیأت/ پر از عطر نام شهیدان
دوباره بیا دم بگیریم/ به یاد امام شهیدان

که ما مرد راه حسینیم/ نبیند کسی ذلت ما
بمیریم و هرگز نگیریم/ امان نامه دشمنان را

که میثاق ما جز/ به عشق ولی نیست
که فریاد ما جز/ علی یا علی نیست

(یاحسین یابن الزهرا)

———————————————————————————————————

واحد: در میدان می مانم تا نفس آخرم | شب دوم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: مهدی سیار. میلاد عرفان پور

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

کرده قیامت به پا، شور قیام حسین
کی رود از یاد ما، نام و مرام حسین

قافله عاشقان، راهی کرب و بلاست
مشعل راه خدا، خون شهیدان ماست

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

بسته شریعه اگر، ابن زیاد زمان
گشته گلستان ما، آتش نمرودیان

کشتن آلاله ها، شیوه اهریمن است
این وطن اما پر از احمدی روشن است

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

زآتش و خون آمده جان منامه به لب
شعله صهیون زده، در دل شام و حلب

مرگ بر اهریمنان، تا به ابد ذکر ماست
سوره توحید ما، درپی تبّت یداست

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

———————————————————————————————————

واحد: عجب عطر سیبی وزیده… | شب دوم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: میلاد عرفان پور

عجب عطر سیبی وزیده/ که هرسو نشان حسین است

به حرف آمده خاک صحرا/ که این کاروان حسین است

مبادا که با داغ یاران/ بلرزد دمی شانه ی او

مبادا در آتش بسوزد/ خیام غریبانه ی او

ندارد حبیبم/ به دنیا نیازی

مخوان کوفیان را / به مهمان نوازی

(السلام کرببلا)

فرات از تماشای ساقی/ همه اشکِ بی اختیار است

چه خواهد شد اینجا خدایا / که زینب دلش بی قرار است

هنوز از اسیری خبر نیست/ نیفتاده هیچ  اتفاقی

نه خاری به پای رقیه ست/ نه تیری به چشمان ساقی

نیفتاده از پا/ علی اکبر او

تلظی نکرده/ علی اصغراو

(السلام کرببلا)

خیامش دوباره به پاشد/ که عالم بگرید به پایش

پر از روضه های نخوانده ست/ دل مقتل از کربلایش

خوشا عاشقان ولایت / که آماده ی بذل جان اند

امان از ولی ناشناسان/ که در خیمه ی دشمنانند

خدایا مددکن/ حسینی بمانیم

فدایی راه/خمینی بمانیم

 (یا حسین یابن الزهرا)

———————————————————————————————————

واحد: بیا و ببین دختر تو چه شبها که خوابش نبرده | شب سوم محرم ۹۲ | میثم مطیعی

شاعر: مهدی سیار و میلاد عرفان پور

بیا و ببین دختر تو/ چه شبها که خوابش نبرده

چه شبها که جای ستاره/ فقط زخم خود را شمرده

نوازش نشد جز به سیلی/ که رنگی نمانده به رویش

کسی هم نزد بعد تو…آه/ بجز شعله شانه به مویش

امان از یتیمی/ امان از اسیری

قیامت شد و من/ رسیدم به پیری

(دل تنگم، آه ای بابا)

بماند چه ها که ندیدم/ بماند چه ها که شنیدم

 چه گویم از این روی نیلی/ چه گویم ز موی سپیدم

بگو مادرت را که من هم/ کمی از غمش را کشیدم

که من ضرب دست عدو را/ چشیدم چشیدم چشیدم

ببر با خود امشب/ مرا هم از اینجا

ببر با خود آری/ به دیدار زهرا

(دل تنگم، آه ای بابا)

خدایا به عشق و به سوز/ غم مادران شهیدان

به صبر و به اشک و به آه/ دل همسران شهیدان

که یک دم مگیر از دل ما/ ره مهر و رسم وفا را

مبادا کسی بشکند آه/ دل پاک آلاله ها را

که خون شهیدان/ به ما آبرو داد

که یاد شهیدان / به دل رنگ و بو داد

(یاحسین یابن الزهرا)

———————————————————————————————————

واحد: (به یاد اصحاب سیدالشهدا) خوشا خون آن عاشقانی که در راه تو بر زمین ریخت | شب چهارم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: مهدی سیار

اگر چه اسیر گناهم/ مرا هم بخوان با نگاهت

که این سو و آن سو نمانم/ بیایم سوی خیمه گاهت

مرا هم گرفتار خود کن/ که از مهر تو پر شود دل

که از هرچه جز با تو بودن/ پشیمان شود، حر شود دل

خوشا جان و دل را/ به کوی تو بردن

خوشا دل سپردن/ خوشا سر سپردن

(یاحسین یابن الزهرا)

خوشا خون آن عاشقانی/ که در راه تو بر زمین ریخت

خدا خونبهایش شد آن دم/ که با خون پاک تو آمیخت

خوشا چون “حبیب” از محبت/ به شوق تو از جان گذشتن

خوشا چون “سعید” از سعادت/ شهید نماز تو گشتن

خوشا بُشر و ادهم / خوشا جون و نافع

خوشا سیف و اسلم/ خوشا سعد و رافع

(یاحسین یابن الزهرا)

خدایا به خون شهیدان / به آوینی و باکری‌ها

به چمران و صیاد و همت / به تهرانی و باقری‌ها

دل سنگ ما را هم امشب/ تو با یادشان با صفا کن

همانها که در وصفشان است / من المومنینَ رجالٌ
شده تازه در دل / هوای شهادت

ببر جان ما را / سوی کربلایت

(یاحسین یابن الزهرا)

———————————————————————————————————

واحد: زاده زهرا اباعبدالله، قبله دلها اباعبدالله | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: میلاد عرفان پور

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

من کی ام؟ خاک پایت حسین جان

من که هستم؟ گدایت حسین جان

جان من قابلت را ندارد

جان عالم فدایت حسین جان!

گرچه دور از تو گم کرده ام راه

روضه خواندم تو را هر سحرگاه

مثل هر صفحه ی مقتل تو

خیسم از اشک و می سوزم از آه

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

عبدم و عبد نعم الامیرم

از تولای تو ناگزیرم

وای اگر بی‌غمت زنده مانم

کربلا را نبینم بمیرم

جز هوای تو در سر ندارم

بی غم تو نفس برنیارم

تا وفاداری ام را ببینی

جان خود را به تو می سپارم

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

مثل حرت به من اعتنا کن

با شهیدان مرا آشنا کن

جان زهرا برای شهادت

یک سحرگه مرا هم دعاکن

هر که بایاد تو زندگی کرد

عاقبت نذر راه ولی شد

درس مردی گرفت از ابالفضل

تا علمدار سیدعلی شد

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

———————————————————————————————————

واحد (از زبان قبرستان بقیع): مرا می‌شناسی بقیعم، منم قبله گاه غریبان | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: میلاد عرفان پور

مرا می‌شناسی بقیعم/ منم قبله گاه غریبان

مرا می شناسی بقیعم/ که با اشک و آهم چراغان

چه شبها که بی روضه مردم/ در آغوش من گریه کردند

به صادق به باقر به سجاد/ به یاد حسن گریه کردند

غم غربت من/ رسیده به افلاک

که ارکان ارض است/ در این تربت پاک

(واویلا، واغربتا)

بقیعم که پر کرده عمری/ غم فاطمه خلوتم را

زپنهانی قبر زهرا/ بخوان قصه غربتم را

گهی بر مزار امامان/ گهی نزد ام البنینم

من آن تربت ساده هستم/ که با عرشیان همنشینم

شده زائر من/ هزاران کبوتر

شده همدم من/ مزار پیمبر

(واویلا، واغربتا)

پر از ماتم فاطمیه/ پر از داغ پیغمبرم من

پر از روضه‌های نخوانده/ پر از غربت حیدرم من

پریشانم از منع گریه/ پریشانم از منع ماتم

به سر آید این عصر عسرت/ بنا بر روایات محکم

دل من گرفته /خدایا خدایا

از این عمروعاصان/ از این بولهب‌ها

(واویلا، واغربتا)

———————————————————————————————————

 واحد: سرگذشت ما بُود از سر گذشتن | شب ششم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: محمد مهدی سیار

به شکوه علم تو دل سپردم

به صفای حرم تو دل سپردم

موج عشق تو کِشانَدَم به هر سو

که به دریای غم تو دل سپردم

خوشا، دلی که نذر این ماتم شد

که دم به دم، به خون دل همدم شد

محرّمی، در این حرم مَحرم شد

(حسین، حسین مولا اباعبدالله)

سرگذشت ما بُود از سر گذشتن

سرنوشت ما به روی نیزه رفتن

زندگانی سر به سر یک یا حسین است

ای فدای نام تو این جان و این تن

کجا رویم اگر برانی ما را؟

کجا بریم دگر دل شیدا را؟

خودت ببین حسرت این دلها را

(حسین، حسین مولا اباعبدالله)

———————————————————————————————————

 واحد: امام زمان یابن زهرا، به داد زمین و زمان رس | شب ششم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

شاعر: مهدی سیار و میلاد عرفان پور

به هر جا و هر لحظه دارد/ برادر هوای برادر

نشد یک نفس کم گذارد/ برادر برای برادر

مرام حسین و حسن چیست؟/ برادر فدای برادر

کنون روبروی حسین است/ رخ آشنای برادر

به پایت می افتم/ عموجان عموجان

بده اذن میدان/ بده اذن میدان

(الوداع عمو جانم)

اگر تشنه بودم عموجان/ غم تو مرا تشنه تر کرد

عموجان ببین غربت تو/ مرا چون پدر خونجگر کرد

در آغوش تو گریه هایم…/ در آغوش من گریه هایت…

خوشا ارباً اربا چو اکبر/ فداکردن جان برایت

بیابان به جنت/ بدل شد عموجان

به کامم شهادت/ عسل شد عموجان

(الوداع عمو جانم)

امام زمان یابن زهرا / به داد زمین و زمان رس

دوباره دمشق و غریبی / ببین زینبت مانده بی کس

بیا و بگو یا لثارات / که با این نوا جان بگیریم

بیا تا حریم خدا را / از این بت پرستان بگیریم

بیا یابن زهرا/ که چشم انتظاریم

که غیر از تو دیگر/ پناهی نداریم

(العجل یابن الزهرا)

———————————————————————————————————

واحد: عالم به فدات یا اباعبدالله | شب هفتم محرم ۹۲ | برادر امیر عباسی

مولا یاحسین یا اباعبدالله

عالم به فدات یا اباعبدالله

سوزم ز عزات یا اباعبدالله

قربان وفات یا اباعبدالله

لعنت به جماعتی که منعت کردند

از آب فرات یا اباعبدالله

مولا یا حسین یا اباعبدالله

همواره نبرد حق و باطل برپاست

هر روز برای مسلمین عاشوراست

مصداق صحیح لعن الله یزید

امروز شعار مرگ بر آمریکاست

مولا یا حسین یا اباعبدالله

با خامنه ای کسی نگردد گمراه

او در شب فتنه می درخشد چون ماه

در هر نفسم برای او می خوانم

لا حول و لا قوه الا بالله

مولا یا حسین یا اباعبدالله

———————————————————————————————————

 زمینه: حسین سرباز ره دین بُود | شب عاشورا محرم ۹۲ | امیر عباسی و میثم مطیعی

حسین سرباز ره دین بود

حسین قربانی دین بود

 عاقبت حق طلبی این بود

گفت از روی نی ، سبط پیمبر

الله اکبر، الله اکبر

گفتا به یاران پسر فاطمه

چون مرگ باشد در کمین همه

کی مرد باشد از آن واهمه

نمی هراسیم زین همه لشگر

الله اکبر ، الله اکبر

حسین سرباز ره دین بود

حسین قربانی دین بود

 عاقبت حق طلبی این بود

گفت از روی نی ، سبط پیمبر

الله اکبر، الله اکبر

به اشک چشم نازنین دخترم

به قامت خمیده خواهرم

به پهلوی شکسته ی مادرم

در راه اسلام ما می دهیم سر

الله اکبر، الله اکبر

حسین سرباز ره دین بود

حسین قربانی دین بود

 عاقبت حق طلبی این بود

گفت از روی نی ، سبط پیمبر

الله اکبر، الله اکبر

———————————————————————————————————

واحد: قسمت میدهم‌ آقا به زهیرت، به حرّ و به بریرت| شام غربیان محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

بحر طویل:
 شاعر: محمد مهدی سیار، میلاد عرفان پور
(عرض ادب به شهدای بنی هاشم و شهدای غیر هاشمی کربلا و شهیدان جنگ تحمیلی و مقاومت)
دلم خیمه ماتم شده مولا، پر از داغ محرم شده مولا، سپردم دل خود را به نسیمی که سحر می‌وزد از کرببلایت، شمیمی که می‌‌آید ز مزار شهدایت، دوباره منم و اشکی و آهی، من و روی سیاهی، به امید نگاهی، به پای غمت افتاده‌ام آقا، به عزیزان تو دل داده‌ام آقا، به شهیدان تو ای خامسِ اصحاب کساء، زاده حیدر، به علی اکبرت آن شبه پیمبر، به علی اصغرت آن غنچه نشکفته پرپر، به لب تشنه‌ی سقای حرم، صاحب آن مشک و علم، ماه همه هاشمیان، هیبت لشگر، به عباس، اباالفضل دلاور، به عون و به محمّد، به جعفر، به مسلم، به عبدلله و قاسم، شده نام تو و نام شهیدان رهت ورد زبانم
(تویی روح و روانم، به قربان تو جانم)
قسمت می‌دهم آقا به زهیرت، به حرّ و به بُریرت، به انیس و اَنس و سَعد و سعید و وَهب و مالک و ادهم، به مسعود و به اسلم، به حلّاس و به حجّاج و به همّام و به جابر، به شبیب و به حبیب بن مظاهر، به ضرغامه و کنّانه و عامر، به جون و به سُوَید و به نَعِیم و به مُجَمَّع، به هَفهاف و به زاهر، به رافع، به نافع، به عمرو و به رُمَیث و به بشیر و حَبَله، حنظله، سُوّار، به سیف و به عِباد و به جُناده، به عمّار، به مِنحَج، به حارث، به عُقبه، به عابس، به سالم، به نعمان و به عِمران، به حَتوف و به سلیمان و به قارب، به جُندب، به شوذب، قسمت می‌دهم آقا، که از این خیمه مرانم
(تویی روح و روانم، به قربان تو جانم)
قسمت می دهم آقا، به یاران خمینی، به شهیدان به خون خفته این شور حسینی، به مردان طلائیه و فکه، به شیران شلمچه، دلیران هویزه، به خونین کفنان دل چزابه و پاوه، به خرازی و بابایی وشیرودی و کاوه، به صیاد و برنسی، به جاویدی و روزی‌‌طلب و شاطری و مغنیه و شوشتری، همت و دوران، به آوینی و تهرانی و چمران، جدایم مکن از لشگر خوبان، ز سیدعلی خامنه‌ای رهبر خوبان، شهیدم کن و آخر، به این قافله کرببلایی برسانم
(تویی روح و روانم، به قربان تو جانم)

———————————————————————————————————

پوستر محرم / گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است

منبع:


asr-entezar.ir

سایت عصر انتظار

http://www.asr-entezar.ir/archives/36688




درباره وبلاگ

امام سید علی
حسینی خامنه ای:

هیئت‌ها نمی توانند سکولار باشند؛


هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است،

یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است،

اسلام مجاهد است،

اسلام مقاتله است،

اسلام خون دادن است،

اسلام جان دادن است

و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است
********************************

... آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارك و مهمّى است.


یك نكته این است كه اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یك معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدایند - یكى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممكن است كسى یك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با یك خصم، با یك دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا كم یا زیاد؛ یك وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یك وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یك نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بكند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممكن است عارض بشود. اینكه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى كار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مباركى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نكنید و هر چه میتوانید حفظ كنید و نگه دارید.



نكته‌‌ى دیگر این است كه اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میكند، یعنى بى‌‌نظم عمل میكند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین كسانى هستید كه آمدید این مجموعه‌‌اى را كه گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است

.

خب، هیئتى بودن - كه به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است كه وقتى كسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌كس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ كِى بیا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این كانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ كنید، یعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اینها پیدا بكند

.

به نظر من مراكز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراكز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته كردیم به یك اداره‌‌اى و یك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشكال پیدا بكند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد كه طبیعت كار هیئت این است كه مردم با عشق و شور و اشك بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است كه اثر میكند؛ این است كه از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود

.

نكته‌‌ى بعد كه خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یكى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از كسانى كه در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده كه حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودكه تأثیر یك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میكنند، و یك معرفت غلطى پیدا میكنند؛ یك عدّه‌‌اى آن را استنكار میكنند و این استنكار موجب میشود كه از اصل دین زده بشوند؛ بین كسانى و كسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یك حرف غلطى كه یك نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه كنند. مگر به هر قیمتى باید این كار را كرد؟ حادثه را بیان كنید؛ با هنرمندى بیان كنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینكه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میكند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فكرش را بكنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است كه كسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یك نكته هم همین مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سكولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سكولار ما نداریم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینكه آدم در یك مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست كه هر حادثه‌‌ى سیاسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یك گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان كنیم و احیاناً با یك چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله علیه) در این مملكت ترسیم كردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد

.

به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى كه میتوانند براى امام حسین عزادارى كنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت كنید؛ هدایت كنید. این میتواند یك چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبین كه بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد

.

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌‌
*****************************
حسین که بود؟
حسین چه کرد؟
نقشی که از او سر زد تو همان کن.

**********
zqz.ir/heyat



مدیر وبلاگ : هیأت عاشقان سالار شهیدان
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :